سه‌رپه‌ڕ   نووسه‌ران   ‌  سیاسی    ئه‌زمونی‌خه‌بات     هـونــه‌ر     تـه‌نــز     وتووێژ     فارسی     پێوه‌ندی   

 

                        

مناقشه درباره احتمال حمله نظامی بی‌تاثیر نخواهد بود

همن سیدی

احتمال حمله نظامی آمریکا به ایران (شاید به همراهی متحدان غربی و منطقه‌ای‌اش)، هنوز در مرحله تهدید و با فاصله از فاز اجرایی قرار دارد. اخیرا تنها به میزان و احتمال تهدید افزوده شده است.

با تشدید این تهدید، بحثی میان سیاستمداران، فعالان حقوق بشری و احزاب سیاسی مخالف جمهوری اسلامی درگرفته که تنوع دیدگاه‌های آن از مخالفت شدید تا مرز همراهی با جمهوری اسلامی آغاز می‌شود و به موافقت شدید تا حد همکاری اطلاعاتی با آمریکا می‌رسد. آیا این بحث و جدل فکری- سیاسی، بر آرای تصمیم‌گیرندگان بی‌تاثیر خواهد بود؟ آیا مخاطبان آن، تنها حکومت های ایران و آمریکا هستند؟ تجارب موارد مشابه در تاریخ معاصر ایران، چه نقدهایی بر بحث کنونی خواهد افزود؟ آیا کارنامه مناقشات سیاسی و جدل های فکری، چنان پربار است که بی‌نیاز از بحث‌های جاری است؟

دو طرف اصلی درگیر در این جنگ احتمالی، خود اکنون در مرحله سنجش و تصمیم‌گیری قرار دارند. در بین سیاستمداران و کارشناسان آمریکایی، "دو دیدگاه کاملا متفاوت" در این مورد وجود دارد که گروهی آن را تنها راه نجات هژمونی آمریکا بر خاورمیانه می‌دانند وگروه دیگر آن را به تکرار مصیبت‌بار تجربه ویتنام تشبیه می‌کنند.

در آن سوی میدان هم نه تنها انسجام و موضعی یگانه به چشم نمی‌خورد که به وضوح، نشانه‌هایی از بی‌برنامگی، برخوردهای متناقض و حتی واکنش‌هایی عصبی از مقامات جمهوری اسلامی دیده می‌شود.

اکنون هیچ‌کدام از طرفین، تصمیم نهایی را نگرفته‌اند و بی‌نیاز از تحلیل و بررسی نظرات مخالفان و موافقان این جنگ نیستند، هم برای آشکار شدن بیشتر ابعاد آن، هم برای روشن شدن مواضع طرف هایی که غیر مستقیم، له یاعلیه آنها هستند. بی‌گمان آنها با وسواس و دقت تمام، دیدگاههای منتقدان، مخالفان وموافقان خود را رصد خواهند کرد ومجموع این نظرات در تصمیم‌گیری نهایی آنها تاثیر خواهد داشت.

مضاف بر آنکه برای آمریکا که فاعل اصلی این جنگ احتمالی خواهد بود (چرا که تا کنون مواضع جمهوری اسلامی، بیشتر از نوع واکنشی بوده است)، حجم و محتوای مخالفت ها و موافقت ها به ابزاری برای نظر سنجی و افکارآزمایی تبدیل می‌شود.

آنان پس از تجربه عراق و افغانستان، اهمیت افکار عمومی را به خوبی درک کرده در مواردی متاثر از آن، مجبور به تغییر استراتژی خود هم شده اند. تغییر موضع مقامات بالای آمریکا در مورد لزوم ماندن حسنی مبارک در حکومت مصر، یکی از مواردی است که فشار افکار عمومی، منجر به تغییر سیاست آنها شد.

اما مخاطبان این مناقشات تنها حکومت های ایران و آمریکا نخواهند بود. مواضع مردم داخل کشور و نوع هراس یا توقعشان از این جنگ احتمالی، از این مناقشات تاثیر خواهد گرفت. این ادعا که اقلیتی از مردم ایران در برابر استبداد ولایت فقیه "دخالت نظامی" را راهی قابل تحمل برای براندازی می‌بینند، درست است، اما آیا این اقلیت از روز اول وجود داشته‌است؟ آیا احتمال چرخش نظر آنها یا افزایش تعداد آنها و تبدیل شدن به اکثریتی نسبی وجود ندارد؟ این اقلیت چه اندازه منسجم یا آگاه به مواضع خود است؟ قبلا به اهمیت افکار عمومی اشاره شده بود، اکنون باید تاثیر مناقشات سیاسی جاری را بر روند کاهش یا افزایش این اقلیت، جدی بگیریم. پس اگر حتی بسیار بدبینانه، این مناقشات را از نوع گفتگوهایی بدانیم که مستقیما تاثیری بر تصمیم‌گیری طرفین درگیر نخواهد داشت، حداقل می‌توان گفت از طریق افکار عمومی، بر آرای تصمیم‌گیرندگان تاثیر خواهد گذاشت.

این مواضع برای سالیانی طولانی در کارنامه جریانات فکری و احزاب سیاسی ماندگار خواهد بود. در رویدادهای دهه ۱۳۲۰ و حوادث سالهای ۶۰- ۱۳۵۷ با اندک تفاوت هایی می‌توانیم نمونه‌هایی از تاثیر همراهی ها و مخالفت های جریانات خارج ازحاکمیت را ببینیم. جریاناتی نظیر حزب توده و چریک های اکثریتی سالهاست که هزینه مواضع خود را در قبال نقش عوامل خارجی می‌پردازند.

در دهه ۱۳۲۰ حزب توده چندین مورد با تهدید دخالت نیروی خارجی همراهی فکری کرد و در یک مورد هم از حمایت یک حکومت ملی امتناع نمود تا نهایتا آن حکومت با همکاری نیرویی خارجی سقوط کرد.

در سال های پس از انقلاب نیزبه همراه بخشی از چریک های فدایی، با عنوان مبارزه با دخالت خارجی، با حکومتی همراهی کرد که نه در قدرت آن شریک بود و نه سنخیتی با مرام و سیاست هایش داشت. کم دقتی‌هایی از این دست، به سازمان منسجمی چون مجاهدین خلق و به چهره خوشنامی چون دکتر شاپور بختیار هم به دلیل مخالفت با یک رژیم به هر قیمت ممکن، لطمات شدیدی وارد کرد.

اما حساب حزب توده کمی متفاوت است، به قول ظریفی، آنها آنجا که می‌بایست همراهی کنند، همراهی نکردند، آن زمان هم که نمی‌بایست همراهی کنند، بی دلیل همراهی کردند. اکنون نیز ممکن است یک تشخیص یا محاسبه اشتباه، برای افراد و جریانات سیاسی پرهزینه تمام شود و سرنوشت های مشابهی را برای آنها رقم بزند.

اما صرف نظر از همه این موارد، کارنامه جریانات فکری و سیاسی ایران در مورد چنین بحث‌هایی که هم می‌توانند تئوریک و حقوقی باشند، هم قابل درک برای همه، پربار نیست. تاکنون بحث های سیاسی، یا خیلی نظری و فکری بوده‌اند یا آمیخته به قدرت‌خواهی و منافع حزبی و جناحی که از بار علمی آن کاسته است. این خلا می‌تواند اکنون پر شود. همچنین ابعاد موافقت و مخالفت و حدود پیش‌روی در این مواضع، به تدریج روشن می‌شود. پرداختن به آنها همزمان اندیشه‌های سیاسی را در طول و عرض هم قرار می‌دهد و فرصت هایی برای ائتلاف های سیال و دینامیک بین جریانات ظاهرا متضاد فراهم می‌کند و به هم‌فکران در یک جریان سیاسی هم می‌آموزد که در حین هم‌اندیشی، می‌توان در مواردی مخالف هم بود.

اگر چنین جنگی هرگز هم درنگیرد، بحث‌های جاری، به بلوغ بیشتر جریانات سیاسی کمک خواهد کرد و برای آنها، تمرینی برای موضع‌گیری درست در بزنگاه‌های تاریخی خواهد بود وحتی ممکن است به شکل‌گیری جریاناتی متفاوت در آینده کمک کند.

پس بحث‌های جاری، هم ممکن است بر تصمیم‌گیری مجریان جنگ تاثیر بگذارد وهم حتی جایگاه اقلیت و اکثریت را در بین افکار عمومی تغییر دهد. کمترین دستاورد آن، برپایی کارگاهی عملی برای سیاست و اندیشه خواهد بود.

برگرفتە از سایت بی‌بی‌سی

 


بۆ ناردنی کۆمێنت یا روانگه‌ و بۆچوونی خۆت له‌سه‌ر ئه‌م بابه‌ته‌، له‌م فۆرمه‌ که‌لک وه‌رگره‌

  ناو :

  ئیمه‌یل :

 ئیمه‌یله‌که‌ت ده‌پارێزرێت

 ناوی بابه‌ت*:

 ڕا و بۆچوون:

* -  ناوی ئه‌م بابه‌ته‌ یا نووسه‌ره‌که‌ی بنووسه‌

هه‌ر کۆمێنتێک ئادره‌س ئیمه‌یلی ڕاسته‌قینه‌ی نووسه‌ره‌که‌ی له‌گه‌ڵ نه‌بێت، بایه‌خی پێ‌نادرێت

 

 

 

 

 

 

هه‌ر بابه‌تێک له‌ لایه‌کی دیکه‌ بڵاو بکرێته‌وه‌ له هه‌ڵوێست دا  ئارشیڤ ناکرێت          Copyright © 2004-2010               Helwist.com