|
جبهه متحد کرد، عروسکان خیمه شب بازی آخوندهای
ایران !
شیرکو جهانی
چند روزی است که گویا جمعی که خود را "جبهه
متحد کرد" در ایران نامیدهاند، بیانههایی صادر
کرده و از مردم کرد میخواهند که در انتخابات
نمایندهگان حکومت جمهوری اسلامی در پارلمان این
رژیم تک دیکتاتور شرکت کنند! در حقیقت جبهه
متحد کرد، از ابتدا متشکل از دو تیپ انسان بود.
دستهای که از روی عشق به آزادی و اعتقاد به
شیوههای مبارزات مدنی به این جبهه پیویسته
بودند و دستهای هم که نام کرد بر خود نهاده اما
تبلیغ پان ایرانستی و تداوم بردگی کردها را تحت
لوای دول حاکم میکردند. نیک به یاد دارم که در
چهارمین جلسه عمومی این جبهه که کاملآ آزادانه
و در تهران اجرا شد، بسیاری از دوستان دلسوز از
جمله دانشجویان کرد دانشگاه تهران به این جلسه
پیوسته بودند و خواهان مشارکت در آن بودند، اما
آنگاه که دریافتند که اداره کنندهگان این
جبهه از قبل تعیین شده و گفتمان پان ایرانیستی
مطرح است، با ابراز اعتراض جلسه را ترک کرده و
جالب است که تعداد زیادی از این افراد که واقعآ
نیز مبارزین مدنی بودند به زندان افتاند اما دست
اندرکاران گویا جبهه متحد کرد، همچنان آزادانه
به تشکیل جلسات خود در تهران(!) ادامه دادهاند.
بحث دیگر این که اساسآ نام جبهه متحد کرد، غلط
است. جبهه از مجموعهای سازمان و ارگان تشکیل
میشود. مانند چتری که تعدادی با افکار شاید
متفاوت و یا هم رای جهت یک هدف مشترک به هم
پیویسته و به مبارزه میپردازند. اما در این
گویا جبهه، فقط تعداد خاصی افراد که اکثرآ
کارنامهشان معلوم است شرکت دارند و بس. پس حتی
انتخاب نامی چنین بزرگ برای این افراد محدود و
اندک که نه فعالیت گستردهای دارند و نه جایگاه
چندانی در جامعه، اساسآ جز فریب و ظاهر نیست و
بایستی نام دیگری برای خود انتخاب میکردند.
جبهه متحد کرد در قبال سادهترین مسائل نیز خاموش
است، مثلآ از قتل شوانه سید قادر گرفته تا
کشتارهایی که در کردستان از جمله توپ بارانهای
رژیم ایران، کشتار کاسبکاران و کولبران، دستگیری و
شکنجه زندانیان سیاسی و مدنی، اعدام امثال فرزاد
کمانگر و حسین خضری و غیره و غیره... اما برای
انتخابات جمهوری اسلامی زبان سخن دارد و با
رسانههای اوپوزوسیۆن مصاحبه کرده و خود را
عاقلمندان خلق کرد میخوانند که گویا نماینده تام
این مردمند و دیگر مبارزین گمراهان بیراههاند !!!
اما این نه نشان خرد آنان، بلکه نماد بی خبری و
جهل و یا سپردن افسارشان به دست حاکمیت است و بس.
در بیانیه و سخنان جبهه متحد کرد چنین ابراز نظر
شده است که گویا احزاب کردی جهت درخواست تحریم
انتخابات جمهوری اسلامی عجله کرده و بایستی به
جای این کار مطالب و خواستههای خود را به جمهوری
اسلامی فرستاده و از این رژیم خواستههای خود و
خلقشان را طلب میکردند! ساز قدیمی زدن این جبهه
چنان صدایی دلخراشی در گوش دارد که زنگارهای
بوقشان نیز چشم دیدن رخسار بوق زنان را به درد می
آورد. آیا اینان چنان ساده لوحند که میپندارند
میتوان از جمهوری اسلامی چیزی خواست؟ اگر میتوان
چنین کرد، چرا خود نمیطلبند و نمیگیرند؟ آیا هنوز
سیستم اعدام و ارعاب و سرکوبگر ملاهای ایران را
نشناختهاند یا میپندارند که اگر خلق کرد به
پایشان بیفتند شاید چند کسی را از کردهای
آزادیخواه از فیلتر شورای مصلحتی نظام گذر داد تا
صدایی از خواستههای راستین خقلمان شوند در
پارلمانی که نامش پارلمان جمهوری اسلامی است !!!؟
ذهی خیال باطل و ذهی که سادهلوحی تا چنین حدی
انسان را به خنده می اندازد. یا شاید آنان مردم
را کودن و سادهلوح میپندارند که با چنین ادعاهای
احمقانهای به پای صندوقهای آری گفتن به جمهوری
اسلامی و سیستم فیلتر و اعدام بکشانند! توطئههای
این قشر نابکار، که حتی عرضه یک اعتراض نرم مدنی
را در قبال جنایات اشغالگران کردستان ندارند چه
برسد به مبارزه مدنی سرتاسری علیه آنان، نشان
دهنده ماهیت پوک آنان است که جز توطئههای رژیم
چیزی در پس پشت ندارند و آنان عروسکان و سایههایی
هستند از کسانی که در بالای سرشان ایستاده و چوب
خیمه شب بازیشان را به گردش در می آورند... اما
این نمایش دیگر جاذبه چندانی ندارد و در کل
نقششان بر آب است
بۆ ناردنی کۆمێنت یا روانگه و
بۆچوونی خۆت لهسهر ئهم بابهته، لهم فۆرمه
کهلک وهرگره
|