|

No Image Available |
تب قدرت يا تلاش براي رفرم و اصلاح
مرتضی
پرویزی
( كامياران )
قريب به يك سال است كه دمل چركين اختلافات دروني
بر بدن كومه له سرباز كرده است . ويروس اين بيماري
صعب العلاج از قبل از كنگره 11 به بدنه
تشكيلات راه پيدا كرده و راه تكثير درپيش گرفت.
برخي از حكماي سياست ديده و يا بهتر بگويم سياست
زده متخصص در بيماري هاي راديكاليسم براي آنكه خود
را از قيد معالجه حكيمانه آن برهانند، اين بيماري
را تب قدرت ناميدند و با تجويز نسخه اي ، تنها با
داروي شفا بخش آن را تعامل بر سر تقسيم مسئوليت ها
معرفي كردند تا شايد به خيال خود اين دارو از
بيماران آن رفع عطش قدرت كند. غافل از اينكه سال
هاست كومه له و يا بهتر بگويم انسان هاي پاك نيتي
كه براي رسيدن به حقيقت و آزادي در آن جمع شده و
جواني و خوشي هاي خود را بر سر اصول آن نهاده اند
از آن رنج مي برند.
رفقا اين زخم از همان زماني آغاز شد كه درد
خردورزي جاي خود را به محفل گرائي، شايسته سالاري
در واگذاري مسئوليت هاي تشكيلاتي به تبعيض و ارائه
تسهيلات به نورچشمي ها داد و هراز چندگاهي با انگ
و برچسب وابستگي به رژيم ، خيانت به آرمان هاي
كومه له و يا گرايش به فلان حزب به جاي پرداختن به
مبارزه ، توان كومه له را كه روزي پيشتاز مبارزه
عليه سرمايه داري، نهتنها در كردستان بلكه در
ايران بود را به آرامي گام برداشتن دزدان و
حراميان در دل شب، ضعيف و ناتوان تر ساخت تا جائي
كه امروز تمام انرژي فعالان كومه له صرف تقابل
تشكيلاتي، انتقام و كينه از رفقائي كه روزي با هم
براي جوله در ناوچه تفنگ بردوش به استقبال
خطر مي رفتند، مي شود.
در اين چند ماهه اخير خيلي از رفقا كه خود نيز در
اين وقايع بي تقصير نيستند از سر دلسوزي و چاره
انديشي خواسته اند تا با ارائه تصوير و تحليلي
روشن از زواياي مختلف به خطر اين بيماري اشاره
كنند. من نمي خواهم به اين مطالب استناد كنم. شايد
من همانند كسي كه در كومه له مورد بي مهري همين
رفقا قرار گرفته ام با بيان اين واقعيت ها و
انتقاد، كه اول از خود شروع مي كنم ، باز كينه و
دشمني آنان را نسبت به خودم بيشتر كنم . ولی بااین
وجود باكي از بيان واقعيت ندارم .
نمي خواهم ژست بيطرفي و مستقل هم به خودم بگيرم
.چرا كه كار از كار گذشته و زمان آن رسيده بي پرده
و شفاف نظرات بيان شود "تا سيه روي شود هركه در او
غش باشد" . بله در مورد خودم بايد بگويم در بدو
اين كشمكش ها و زماني كه هر يك از طرفين دعوا
نيازمند هوادار و پستیبان بودند تا چرخه توازن قوا
را به نفع خود در معادلات و مذاكرات رقم بزنند،
بارها از طرف كساني كه در اقليت هم نبودند، به
شیوهای كاملاً غيرعادي دعوت به همنوائي با آنان
شدم . عجبا كساني كه روزي به هنگام غربت من در
كومه له بر طبل افتراء علیه من مي كوبيدند، با
دادن وعده و وعيد سعي داشتند تا مرا نه آنچنان
که فکر میکردند،بلکه برای خووشایند من و از سر
ریا بگونهای دیگر نشان دهند. اما زهي خيال باطل
كه من و خيلي ها مثل من اين بار با اراده اي قوي
در مقابل هركسي كه بخواهد دگرباز كومه له را ملك
طلق خود بنامد و با تهمت زدن به اين و آن موقعيتي
براي خود فراهم سازد و از گرده تشكيلات سواري
بگيرد خواهيم ايستاد.
شايد بروز آن مطالب لازم نبود، ولي وقتي كه جناح
حاكم سرمست از پيروزي خود در به قول رفيق عزيز كاك
جلال ناوه انتخابات كميته مركزي كاملاً غيرعادي،
غير اساسنامه اي و بدور از اراده اعضاء به قلع و
قمع منتقدين و نه مخالفين تشكيلاتي خود مي پردازد،
و يكي را به چوب كمونيست كارگري ، ديگري را به چوب
سر به رژيم و فلان كادر باسابقه و رنج ديده را به
كم عقلي متهم ساخته و از تشكيلات براند، نتيجه
چيزي جز انفجار بغض اعتراضات دروني كه خيلي زود به
يك موضوع بيروني تبديل شد و به جدائي بخش عظيمم
قوه عاقله تشكيلات انجاميد نخواهد بود.
من هيچ كس را به گزاف نمي سنجم ولي بايد ديد
رهبري كومه له كه به شواهد اسناد كنگره تنها
نماينده حدود 40% تشكيلات داخل و خارج است چرا مي
خواست در ابتداء با ناديده گرفتن انتقادهاي
دلسوزانه و خیرخواهانه با اصرار، جريان خواهان
اصلاح و شكوفائي را بال كمينه بخواند .حاكمان فعلي
كومه له يا بهتر بگويم مخالفان رشد و شكوفائي
كومهله زمينه بهره گيري از تجربه عده زيادي از
كادرهاي باسابقه ، فداكار و دلسوز تشكيلات را آنهم
تنها به جرم انتقاد از رفتارها و مواضع
غيرمسئولانه و اعتراض به نقض اساسنامه كومه له از
بين بردند. شايد در ميان جريان ترقيخواه كومه له
كساني هم پيدا شوند كه انتقاداتي بر آنها وارد
باشد همانطور كه در ميان رهبري فعلي كومه له اين
عده كم نيستند. اما مگر پروسه مبارزاتي كومه له
چقدر زمان دارد تا بار ديگر كادرهائي همچون عمر
ايلخاني زاده ، رضا كعبي، جلال ناوه و
بهرام رضائی و
امثال آنان در صحنه هاي مبارزه عليه نظام سرمايه
بپروراند.
شخصيت كاريزماتيك اين عزيزان و ديگر كادرهاي
ترقيخواه كومهله شناخته شده تر از آن است كه
رهبري كومه له در مصاحبه با نشريه "ئاوينه" با
زيركي سعي داشته كه با بي اهميت خواندن ديدگاه هاي
آنان وانمود كند همه ابزار و رسانه هاي كومه له از
راديو و نشريات گرفته تا شبكه ماهواره اي
روژههلات تي وي و حتي مسائل مالي كومه له تا قبل
از اين زيرنظر و فراتر از آن در اختيار جريان
معترض بوده است تا به نوعي رهبران صادق و جريان
ترقيخواه كومه له را در تصميم هاي نابخردانه و
غيرمسئولانه خود و اطرافيانش سهيم سازد .
از هر پيشمرگ ،عضو و هوادار كومهله كه در مورد
تشنجات اردوگاه مرکزی کۆمهڵه سؤال شود با تنفر
از آن ياد مي كند. اما واقعآ مسبب اين حوادث كيست؟
آيا مسببان آن براي خانواده هاي نگران پيشمرگان
كه در اين روزها امنيت جاني ندارند پاسخ قانع
كننده اي دارند ؟
امروزه هستند كسانی که خود را دايه مهربان تر از
مادر براي كومه له مي دانند. اما آيا واقعاً چه
كسي در ادعاي خود صادق تر است ؟ با نگاهي به
عملکرد ، شعارها و نظرات هر دو طرف به راحتي كساني
كه منافع و امیال شخصی خود را بر موقعيت كومهله
ترجيح داده و با تنگ نظري و تماميت خواهي سعي در
سركوب کردنن نظرات نو و بهروزکردن تشکیلات دارند
، قابل تشخيص اند.
تفرقه و جدائی در كومه له مطلوب هيچکدام از
دلسوزان واقعی كومه له نبوده و نيست. اما حركتي كه
جريان رفرم آغاز كرده است نه انشقاق و جدائی در
كومه له بلكه خيزشي براي بازسازي و شكوفائي آن. من
با تمام وجود به آن معتقدم.
تارخ 6 – 10- 2007
گهر بۆچوونێکت ههیه ئێره کلیک بکه
تکایه ئیشاره بکهن که پهیامهکهتان لهسهر
کام بابهته
مافی بڵاوکردنهوهی ئهم
بابهته بۆ ههڵوێست پارێزراوه ، به هێنانی ناوی سهرچاوه
کهڵک وهرگرتن لهم بابهته ئازاده
|