|
"فرزند شاهو"
شعری برای فرزاد کمانگر
نوشته:
پیمان فاضلی
كجا میروی
دورتر از چشمانات
كه كوچِ مضاعفاند
فرزندِ شاهو(1)؟
اندام سرداَت تحقيرمان میكند
گواهِ اين حقيقت
كه در عذابِ واقعهیِ بودنايم
و از گوشهایِمان خون میچكد
از بس
قناريیِ اين قفس
بالهایِ خونآلودِ جفتاش را
در ناشنواييمان زمزمه كرد.
اندام سرداَت
تحقيرمان میكند
فرزندِ شاهو!
دلاورها و شبتابها
با هم به دنيا میآيند
اشكها و داداها(2)
با هم
اشكِ پشتِ پاياَت
دريا میشود
فرزندِ شاهو!
دلتنگيها و درياها با هم.
****
(1)
شاهو بلندترین قله استان کرمانشاه در غرب ایران
است و در شمال شرقی شهرستان پاوه قرار گرفته
است(كوهيست كه فرزاد کمانگر در نامههاياَش از
آن به نوعی به عنوان زادگاهاش یاد میکند(.
(2)
دادا کلمهای که برای احترام به خانمهای جوان در
زبان کردی بهکار میرود.(نوشتهی "بهار در چشمان
میدیا، فرزاد کمانگر(
بۆ ناردنی کۆمێنت یا روانگه و
بۆچوونی خۆت لهسهر ئهم بابهته، لهم فۆرمه
کهلک وهرگره
|