دیزاینی پێشوو    نووسه‌ران   ‌  سیاسی     نه‌ته‌وه‌یی     دێموکراسی     ئه‌زمونی‌خه‌بات     هـونــه‌ر     تـه‌نــز     وتووێژ     فارسی     پێوه‌ندی   

 

 

چگونه سبز شدی !

گفت چگونه سبز شدی      گفتا کمال همنشین در من اثر کرد

 

عزیز رضائی

                                           

 رنگ سبز در ایران اسلامی معمولآ نشانی از قداست ٬ که  اخیر‌‌آ  به پرچم سیاست  بدل شده‌است.  شال سبز نشان از دیانت اهل   سادات و در اینجا منتسب به سیّد میر حسین موسوی بنظر میرسد . جنبش اعتراضی سبز برهبری  سیّد میرحسین  موسوی و شیخ  کرّوبی از کاندیداتورهای از صافی گذشته  رژیم حاکم٬ ناشی از تقلّب بزرگ انتخابات در دهمین دوره ریاست جمهوری ایران  در  ۲۲ خرداد ۸۹ه است. «جنبش سبز» عمدتآ ترکیبی است محدود به قشرهای متوسط وبالای جامعه شهری بویژه تهران برهبری بخشی از دستگاه تئوکراتیک معترض نظام جمهوری اسلامی در برابر بخش استبدادی افراطی وانتظامی آن.   اعتراض رهبران سبز که خود را متعّلق به  بخش رفورمیست رژیم اسلامی  میدانند  بر زمینه  امواج خشم ونارضائی در داخل ایران و تحت تأثیر آن در خارج از کشور به  یک جنبش وسیع همگانی علیه کلّ رژیم تبدیل گردید.  البته تقلّب در انتخابات فقط عامل یا تلنگری بود که همچون جرقّه‌ای که به انبار باروت سرایت کرده باشد آتش جنبش اعتراضی مردم را بر افروخت ٬  ولی علّت آن نبود. علّت جنبش نوین  مردم ایران که بدون شکّ  در تداوم خود به سرنگونی کلّ نظام خواهد انجامید ٬ سی و یک سال حکومت استبدادی نظام اسلامی است که مردم ایران را بروز سیاه نشانده است. لیکن  در نبود  یک رهبری واقعی مشارکتی و متشکل از نیروهای مردمی  در راستای امواج عصیان‌زده توده مردم ٬ جنبش مردم توسط جناحین رژیم مورد استفاده و به  کجراهه سوق داده میشود. و از این رهگذر پتانسیل این نیروی عظیم مردمی تحت عنوان روح «اتحّاد» و«همه باهم» که ویژه جنبش همگانی ایرانی است و ریشه‌های دینی دارد٬ زیر چتر جنبش سبز به عوامفریبی پیشوایان متوّهم و قدرت‌مدار مورد بهره برداری قرار گیرد که در نهایت  به عروج دمکراسی و پلورالیرم تنازعی کمک نمی‌نماید.  

 گسترش جنبش و فراز خشم همگانی در روز۲۶خرداد علیه بنیاد رژیم در تهران ٬ به‌نحوی  بود که غالب شهرهای بزرگ ایران را نیز زیر پوشش خود گرفت.  لیکن رهبران  معترض و جانبداران سبزپوش آنان وحشت‌زده از شعارهای ساختار شکن علیه کلّ نظام و لرزش پایه‌های آن ٬ با شعارهای «یا حسین میرحسین » و سر دادن بانگ«الّله‌واکبر» بربام خانه‌ها سعی بر آن داشتند که از خواستهای واقعی مردم بپاخاسته ایران  فاصله گرفته و مطالبات خود را در چارچوب اجرای مواّد قانون اساسی  ولایت فقیه  و اصلاحاتی در قالب نظام عقیم نمایند.  بیانیه‌های هردوی کاندیداتورهای  حذف شده در اینراستا گویای این حقیقت می‌باشد. آقای موسوی بنا به‌موقعیّتهای مختلف با صدور بیانیه‌هایی که همگی حاکی از ضرورت حفظ نظام جمهوری اسلامی است  راه حلّ خروج از بحران کنونی را اجرای کامل و دقیق قانون اساسی میداند. هر چند بیانیّه‌های آقای موسوی قابل فهم لیکن قابل تأیید نیست.  متن اصلاح شده  قانون اساسی در زمان نخست ‌وزیری همین آقای موسوی بمقامات مربوطه اینچنین ابلاغ میگردید : « برادر گرامی حجت‌الاسلام والمسمین» - آقای کروبی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی  – آقای یزدی ریاست محترم قوّه قضائیه – و...ارسال میشود:

«متن اصلاحات وتغیرات وتتمیم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که وسیله شورای بازنگری قانون اساسی منصوب از سوی امام امّت و مقام معظّم ولایت فقیه حضرت آیت‌الله العظمی امام خمینی قدس سره .. تصویب وطبق اعلام شورای نگهبان در همه پرسی مورّخ ۶/۵/ ۶۸ به قبول وتأید ملّت عزیز ایران رسیده و..-  رئیس هیيت دولت جمهوری اسلامی ایران – ۳۰/۵/ ۶۸ میرحسین موسوی. -  ایشان در بیانیّه شماره ۹ خود مینویسد« خطر در پیش است : نظامی‌که بمدت سی سال به اعتماد مردم متکیّ بود نمیتواند یکشبه قوای امنیّتی را جایگذین این نقطه اتکّا کند».

 آقای موسوی با این توضیح تاریخی٬ صادقانه اعلام میدارد که در طول این ۳۱سال و در عصر صدارت او نه کشتار سال ۶۷ صورت گرفته و نه قتلهای زنجیره‌ای در داخل < فروهرها- محمد مختاری– محمد جعفر پوینده و ..> ودر خارج از کشور< قتل قاسملو٬ شرفکندی٬شاپور بختیار ٬ کاظم رجوی و..> صورت گرفته و نه در زندانهای مخوف نظام اسلامی اوین و کهریزک زندانی سیاسی وجود داشته ٬ نه شکنجه و نه تجاوز جنسی به دختران پیش از اعدام< طبق ماّده شرعی معصومیّت و عدم مجّوز ورود به‌بهشت آنها> و با داشتن چنین گذشته‌ای ٬ امروز مصلح اصلاح‌طلب مدّعی است که این نظام« سی سال متکیّ به اعتماد مردم » بوده است. آقای موسوی چنین وانمود میکند که استبداد وخفقان ٬ کشتار و اعدام ٬ اعترافگیری زیر شکنجه بیگناهان٬ تجاوز جنسی به زندانیان سیاسی تازه  ازچند ماه پیش و با تقلّب در انتخابات ۲۲خرداد ۸۸ ٬ که ایشان یکی از رقبای شکست‌خورده کاندیداتوری انتخابات بود آغاز شده است؟  موسوی در بیانیه شماره ۹ خود مینویسد « باید به اسلام باز گردیم٬ اسلام ناب محمدی که تحجّر را بر نمیتابد و تا قیام قیامت برای معضلات جدید بشریّت پاسخهای بکر و نو دارد. به اسلام باز گردیم که مارا به امانت وراستی فرا خوانده است.» 

اینست نصایح و درافشانیهای آقای مهندس موسوی که خود عین تحجّر است. ایشان اگر به اواخر سی‌ویک سال طول عمر نظام اسلامی معترض است ٬ سی‌سال بقیهّ را که خود در دو دوره چهار ساله در رأس دولت قرار داشت و به فرمان  امام خمینی کشتار جمعی سال ۶۷  را براه انداخت چگونه توجیه مینماید ٬ آیا نشان از عدالت اسلامی داشت؟ و یا  پاسخ بکر  به معضلات قدیمی و کهنه جامعه ایرانی بود.  آقای موسوی در ادامه درافشانی‌هایش در بیانیه شماره ۹ چنین مینویسد :

«نظام و انقلاب اسلامی میراث ومیوه مبارزات تاریخی دویست ساله مردم با استبداد و عقب‌ماندگی است. جمهوری اسلامی نظامی است که اگر بر اساس عهد نخستین و نسخه اصلیش  به اجرا درآید تمامی خواسته‌های مارا در بر میگیرد.  مبادا کسی فریب شعارهای ساختار شکنانه را بخورد. اینجانب قویّآ با چنین وسوسه‌ای مخالفم و اعتقاد دارم قانون اساسی ما همچنان دارای ظرفیّتهای ارزشمند تحقق نایافته‌است که باید با فعّالیّت همه نخبگان روحانی و دانشگاهی و اندیشمندان کشور اجرای آنها بصورت مطالبه ای ملّی درآید. » از این منظر در سراسر سی‌سال عمر قساوتبار وجنایتکاری جمهوری اسلامی و بنابراین در دوران ۸ ساله نخست وزیری آقای موسوی٬ حکومت بر اساس همان «عهد نخستین ونسخه اصلیش» یعنی حاکمیّت ولایت فقیه بوده‌است. و درست بنا بر همین استلال وضع مردم ایران چنین است که  حالا هست و بر سر مردم آن آمده‌ است که طی این سی‌سال  تجربه کرده است. هم‌اکنون طبیعی می‌نماید که خامنه‌ای و احمدی‌نژاد  نیز ادامه منطقی امامت و ولایت جنایت‌کاری خمینی‌اند  نه اینکه نفی و نقض آن.  بدینسان اگر آقای موسوی این واقعیّت آشکار را بپذیرد خود جناب جزء مهّمی از این جنایتها بوده‌است.

لیکن روشنفکران وسیاسیکاران که در واقع تاریک‌فکران و تعاملکاران سیاست که خود را لائیک یا چپ و یا سوسیالیت  میدانند و در سیاست وبرنامه‌ خواهان دولتی فرا دینی‌اند در تجویز جنبش سبز و رهبری آقای موسوی به تکاپو افتاده‌اند.      

 البته شبکه‌های  امپریالیزم خبری جهانی همچونBBC و VOA نیز در توسعه پخش و تقویّت شعارهای مصلحین نظام اسلامی نقشی اساسی بعهده داشته و دارند.  یقینآ اهداف سیاسی رهبران کشورهای غرب در رابطه با چگونگی اوضا ع ایران  نه  در جهت ارتقاء سطح جنبش و رادیکالیزه شدن آن در ابعاد توده‌ای٬ بلکه کنترل ومهار آن در سطح محتوای شعارهای  اصلاح طلبان  نظام برایشان مقبولیّت داشته و چشم‌انداز  سیاسی آنان را تأمین مینماید.

 در خارج از کشور نیز  رفورمیستهای متنّوع  راه سبز  بطرق مختلف و با کسب امکانات از رسانه‌های غربی در  پشتیبانی از «جنبش سبز» کمپین براه انداخته‌اند.  از این  رهگذر  طیف توده- اکثریّت  بنا به سنّت فرهنگی سیاسی مصلحتی آنان ٬فرصت را غنیمت شمرده و خود را به کاروان سبز ملحق نموده‌اند.  اینان  آنچنان در اینراستا ثابت قدم حرکت به پیش را پیشه کرده‌اند که   نمایندگان فکری آنان در تعاقب «جنبش سبز» شعار « بسک»  یا « بزووتنه‌وه‌ی سه‌‌وزی کردستانی»۱ را مطرح می‌نمایند.  

       در میان احزاب مهاجر جنبش کردستان نیز٬ کم نیستند که با کاروان سبز هم قافله شده‌اند. شاخه‌های حزب دمکرات به تبع سنّت وتاریخ تعامل با رژیم ٬ از برای در برگرفتن نماد سبز و ذوب شدن در این قافله ٬ گوی سبقت را از همدیگر میربایند. جناحین سرخپوش سابق کومه‌له « کومه‌له‌های زحمتکشان» سبزینه‌پوش از سرخ‌فامی پشیمانند.  بویژه رهبری« کومه‌له انقلابی زحمتکشان» در همنشینی با طیف توده‌- اکثریّت و همگامی با کاروانسالاران سبز در اینراستا خود را به‌ علمداری جنبش سبز رسانده‌‌است.  برگذاری سمینار ۱۴ مارس در هلند  در جوار این طیف و هم‌قطاران آنان نمونه‌ای از این همنشینی است.  همنشینی در جوار حاملین و عاملین سیاست توطئه و خیانت  به جنبش کردستان.  در اینجا هرچند کمال همنشین در همرهی اثر گذار است لیکن هم‌نشینی و لاجرم هم‌کسوتی با طیف توده- اکثریّت  زیر پوشش سبز برای  سرخ پوشان سابق جنبش کردستان عاقبتی گوارا نیست و جای پرسش دارد که چگونه سبز شدی؟

  کمال همنشین همچون عاملی خارجی٬ آری بر رهبری«کومه‌له انقلابی. ز» ریشه در سیاست تعامل و جای خود دارد٬ لیکن اساسآ در نبود  فاکتور درونی(باور طبقاتی) است که کمال همنشین در سوخت وساز سیاسی به فاکتور غالب تبدیل وخصائل تعامل در قالب دیپلوماسی به‌سکهّ رایج سیاست او  بدل میگردد.  طبیعتآ٬ افراد٬ گروهها واحزاب سیاسی چه آگاه باشند و نباشند٬ در اندیشه‌  و برنامه‌های خود خواستها و نیازهای طبقه یا قشری را بازتاب میدهند که بدان تعلّق دارند.  بنابراین ٬ هرکسی از پس عینک قشری وطبقاتی ویژه خود به پیرامون خویش مینگرد.  در نتیجه ارزیابی٬ برداشت و برنامه‌های خودرا در راستای اهداف و استراتژی خاّصی قرار میدهد  که در رابطه با «جنبش سبز» نیز جز این نیست. هرچند تشخیص کار واققعی از واهی کاری است دشوار امّا با بهره گیری از آمار واسناد وداده‌های غیر قابل انکار در این راستا میتوان بر مواضع سبز و این  تغیر ریل صحّه گذاشت. بدینسان باورمندی به جنبش اجتماعی و مبارزه طبقاتی بمثابه  عامل تغیر وتحّول  در بنیان جامعه٬ عامل اصلی وفاکتوری است غالب که در مسلک سبز ونارنجی بیرنگ و مغلوب است.  دیپلوماسی جنبش سبز وسیاه باسیاستهای فرا طبقاتی همه باهم  و بر بالای سر جامعه  که توسط نخبگان سیاسی در کریدرهای دیپلوماسی کشورهای غربی تعامل میشود معلول این علتیّت است که در اینراستا به عامل غالب و به پرنسیپ اعتقادی  سیاسی رهبری کومه‌له‌های سرخ سابق تبدیل  میگردد.

 از این رهگذر است که رهبری«کومه‌له انقلابی. ز» دل در گرو پشتیبانی از قافله سبز برهبری سیّد موسوی و شیخ کرّوبی٬ به جمع‌آوری امضاء میپردازد.  و در اینراستا موضوع  سرنوشت ملیّتهای تحت ستم در ایران را در لفافه نقل قول به « گفتمان رایج امروز ... همه اقوام در ایران» تنزل داده واز محتوای سیاسی حقوقی تهی مینماید.۲   رهبری « کومه‌له انفلابی.ز »  در تداوم بیانیّه دیپلوماتیکش‌٬ جنبش مبارزات تاریخی ملّت کرد را برای تعین حق سرنوشت خود ٬ به « حق اداره خودشان در سطوح اداره کشور..بر اساس شایسته سالاری...» دانسته و بعنوان«نیرومندترین عامل حفظ وحدت و همبستگی ایران» تأکید میگذارد.  و از این رهگذر  ارسال پیام تسلیّت ایشان  در سوگ آیتالله منتظری مرجع تقلید و بنیانگذار تئوریک ولایت فقیه جمهوری اسلامی ایران ٬حاکی از تغیر ریل اندیشه رهبری کومه‌له با مقصدی جدا وچشم‌اندازی غریب از استراتٰژی تاریخی کومه‌له می‌باشد.  که این خود تعقیب و تکرار چرخه سیاست باطلی است که  رئیس جمهور سیّد محمدخاتمی در عصر طلائی اصلاح طلبی‌اش نماد آن بود. از این منظر گویا چراغ سبز رؤیای قدرت برای رهبری«کومه‌له انقلابی.ز» سبزتر از واقعیّات تاریخی است. لیکن این منطق تاریخ است  تاریخ را به فراموشی سپردن  بدون شک تکرار شکست ٬ حاصل آنست.

جنبش سبز برهبری سیّد میرحسین و شیخ کروّبی این  پرتاب شده‌گان از چرخه اقتدار حاکمیّت٬ حرکتی است اعتراضی  که در تقابل با تمامت طلبی جناح خودی بمخالفت برخاسته‌ا ند. بدینسان اعتراض این مصلحان نظام٬  نه در راستای تغیر در ساختار آن  و ایجاد حکومتی مردم سالار٬  بلکه اعتراض به سبک سیاستگذاریهای رژٰیم و سازگار دادن حکومت دینی ولایتی با حقوق و آزادیهای مردم در چارچوب ارگانهای أخته و بیمصرف همچون< شورای نگهبان – مصلحت نظام – مجلس خبرگان و..> و تغیر رنگ سیمای رژیم به حکومت مردم‌سالار سبز دینی است.  این اعتراضات و کشمکشهای درون نظام ولایت٬ امر تازه‌ای نیست و اساسآ جدال بر سر کسب امتیازات ریاست ٬ مقامهای پستی و سهیم شدن بیشتر در قدرت که توسط بخشی از هرم ولایت دینی انحصاری شده‌است. بنابراین مطالبات درخواستی اصلاحی این شیوخ نه در راستای تلاش برای رسیدن به آزادیهای سیاسی و مبارزه با نقض آشکار حقوق بشر در جامعه و همصدائی با مردم در مبارزه برای حذف قدرت مطلق در هر لباسی ٬ چه از نوع شاه و چه از نوع ولی فقیهی آن بلکه اعتراضی است اصلاحی در درون نظام ودر راستای جلوگیری از تزلزل پایه‌های نظام میباشد.

  جنبش‌های اجتماعی آزادیخواهی و دمکراتیک مردم ایران جنبش دیرپائی است که ریشه در تاریخ استبداد و استثمار وبیحقوقی سی‌ویک سال حاکمیّت سیاه نظام اسلامی ایران دارد. جنبش زنان بلحظ زمانی بسیار پیشتر از جنبش سبز و  باسوابق مبارزاتی درخشان و کمپینهای متعدد ومتنوع خود علیه نص صریح قانون اساسی ولایت فقیهی٬ کلّ نظام اسلامی را در مقابل خود داشته و بزیر سؤال برده‌ است.  جنبشهای   مبارزاتی کارگری و جامعه فرهنگی معلّمان٬  مبارزه‌ای است لاینقطع در تقابل با کلّ رژیم که به مسأله مرگ وزندگی برای کارگران و معلّمان وسایر خدمت گذاران وزحمتکشان جامعه ٬ به یک بیماری حاد علیه کّل نظام تبدیل شده‌است. آغاز جنبشهای آزادیخواهی و مبارزات دمکراتیک ملیّتهای تحت ستم  از جمله جنبش کردستان در ایران بقدمت طول تاریخ ستم و بیحقوقی  از جنبش سبز فاصله دارد و یقینآ احقاق حقوق آنان بمثابه دارا بودن حق تعین سرنوشت بدست خود و با اراده خویش در تقابل است با موجودیّت کلّ نظام اسلامی وسیاستهای مماشات جویانه اصلاح‌طلبان نظام  در داخل وخارج از ایران می‌باشد.

جنبش  همگانی و چشم‌انداز آن – عروج جنبش همگانی اخیر پارادوکسی است  که موجبات پس نشستن وکنار زدن جنبشهای متشکّل و مشارکتی دهه‌ی گذشته گردیده که در آن جنبشهای مدنی( زنان ٬ کارگران٬  معلّمان٬ نویسندگان و روزنامه‌نگاران ٬ دانشجویان ..) و سندیکائی که خود زمینه‌ساز شرایط عینی وذهنی این جنبش بودند ناگزیر وناخواسته جذب جنبش انبوه شده‌اند  ودر واقع جنبشهای متشکّل ومشارکتی مدنی سالهای گذشته محکوم پدیداری میشوند که خود در ایجاد آن نقشی اساسی و تعین ‌کننده داشته‌ اند. جنبش سبز که بر زمینه پیشینه مبارزاتی وانباشت نارضایتی‌های مردم ناشی از سی سال حاکمیّت نظام استبداد اسلامی برخاسته٬  جنبشی است  فرا طبقاتی همگانی وهمه رنگ٬ بدین معنا  نه مبارزه طبقه  یا طبقاتی در تقابل با طبقه  یا طبقات دیگر. هرچند این تصدیق به این معنا نیست که اختلافات طبقاتی و خواست‌های آن با رنگ طبقاتی در جنبش همگانی بکلّی رنگ می‌بازد بلکه طبقات مختلف با مطالبات خاصّ خود تحت هژمونی خواست و هدف مشترک و عمومی قرار گرفته و جذ ب جنبش میشوند و در نتیجه گفتمان ایدئولوژیکی «یک»گرائی و«همه باهم» هژمونی می‌یابد.   

از اینرو جنبش همگانی بنا به‌ سرشت تمامت‌خواهانه‌ای که همه چیز را در خود ادغام میکند٬ جنبشهای متشکّل ومتمایز  سیاسی اجتماعی و مدنی را پس نشانده وکم وبیش آنان را از میدان مبارزه  با نام و هویّت وخواسنهای مستقلّ خود خارج میسازد.      از اینرو در جنبش تمام مردمی ٬ به نام« اتحاد» و«همه باهم»و..پروژه های سیاسی و اجتماعی متفاوت و متضاد٬ امکان بروز و چالش باهم را پیدا نمیکنند ٬ واقعیّت تضادّها و اختلافات انکار شده و تا زمان موعود که شاید هرگز فرا نرسد مسکوت بماند. که در چنین شرایطی گروههای سیاسی اجتماعی٬ درهمزیستی تعارضی با همدیگر قرار نگرفته و بنابراین روند دمکراسی  پلوراتیستی و تنازعی مورد آزمون قرار نگرفته و رهبریّتهتا در چالش با یکدیگر بوجود نمی‌آیند.  درچنین احوالی است که عناصر پیشوایان پوپولیست ٬ فرهمند٬ عوامفریب و قدرت‌مدار سود میجویند و در رأس هرم قدرت سیاسی قرار گرفته و فرهنگ قدرتمداری و قدرت‌ پذیری در جامعه پیوسته باز سازی میشود. بدینسان در جنبش همگانی با سعی در یکدست کردن خواستها و همگون کردن اختلافات و تبلیغ اندیشه واحد٬ امر دمکراسی و اندیشه انتقادی پس‌رانده میشود که ما نمود آنرا بوضوح درخارج از ایران در میان کمیته‌های پشتیبانی از«جنبش سبز»٬ گروهها و احزاب مهاجر ملاحظه مینمائیم.

از این منظر برای فرا روی از وضعیّت جنبش همگانی تنها از طریق مشارکت و مداخله مستقیم خوداقشار و طبقات مردم در تنوّع و چند گانگی‌شان میّسر است. ازطریق بازسازی٬  توسعه وفعّال کردن جنبشهای متشکل مدنی اجمتاعی وسیاسی همچون کمیته‌ و انجمنهای صنفی سیاسی دانشجوئی٬ زنان٬ کارگران٬ معلّمان وکارمندان و فعّال شدن جنبش ملیّتهای تحت ستم در تقابل با استبداد حاکمیّت مذهبی و در جهت استیفای حق تعین سرنوشت برای خویش.

 از این رهگذر وظایف فعّالان و کنشگران سیاسی- اجتماعی در داخل وخارج از ایران قابل اهمیّت بوده و کمک ومشارکت مستقیم آنان در برآمدن مجدّد چنین جنبشهائی ضروری است. که در اینراستاجریانهای چپ وسوسیالیست آزادیخواه غیر سنّتی ضمن عبوراز سوگ «سوسیالیزم روسی» که هنوز به پایان نرسیده٬ نباید به راه کار عملی بلاواسطه« جنبش سبز» تیدیل شوند   بلکه با در پیش گرفتن پروژه سیاسی-اجتماعی مستقّل خود جمهوری آزاد٬ دمکراتیک ولائیک با اتحّاد داوطلبانه ملیّتهای موجود در جغرافیای سیاسی ایران را مطرح نمایند. طرحی که در آن میتواند به نیازهای تاریخی واساسی جامعه ایران در عصر کنونی پاسخگو باشد.  از این رهگذر فرا روی از رژیم جمهوری اسلامی برای طبقه کارگر ایران نیز نه تحّقق سوسیالیزم بلکه رسیدن به نزدیکترین هدفها را در بر داشته و با توسّل به چنین طرحی روندهای سیاسی مختلف٬ از چپهای سوسیالیست غیر توتالیتر تا جریانهای دمکرات و نو اندیش عقیدتی که طرفدار جدائی دین ودولت‌اند با حفظ ویژ‌گیهای و اختلافات‌ خود در همسويی و چالش با یکدیگر قرار گیرند. همسوئی وچالش نه تنها صرفآ نفی‌کننده و با هدف سرنگونی جمهوری اسلامی٬ بلکه  در تلاشی تاریخی و آفریننده در راستای آزادی٬ دمکراسی و جماهیر لائیک شورائی در ایران باشد.

بدینسان برای عبور از وضعیّت استبداد دینی موجود و برای گذار از این همه توّحش و بربرّیت نظام حاکم بر ایران٬  به اتحّاد و ائتلاف همه نیروهای مخالف نیاز است ودر اینراستا نیروهای چپ سوسیالست با حفظ استقلال وبا ارائه تحلیل وبررسی و برنامه  خود چگونگی گام بعدی جنبش را نشان دهند.                                                                   

                                 20 10,04,09                                                                           ۱-  طاهر برهون«له پیناو سازدانی «بسک» دا« بزووتنه‌وه‌ی سه‌وزی کوردستانی».

   ۲-نامه کاک عبدالله مهتدی (کردها وجنبش سبز).

 

کۆمنت شما:

  نام :

  ایمیل :

 ئیمه‌یله‌که‌ت ده‌پارێزرێت

 نام مقاله‌*:

 کومنت:

* -  تیتر مقاله‌ یا نام نویسنده‌ آن را قید کنید

کومنتی که‌ آدرس ایمیل واقعی کاربر را همراه‌ نداشته‌ باشد جدی گرفته‌ نمی‌شود.

 

 

 

 

هه‌ر بابه‌تێک له‌ لایه‌کی دیکه‌ بڵاو بکرێته‌وه‌ له هه‌ڵوێست دا  ئارشیڤ ناکرێت          Copyright © 2004-2010               Helwist.com