|
برای مادرشهید فرزاد کمانگر
نوشته ای
رازآور
مادری خسته ، تنها ، امیدوار ، قوی که کمی با
مادران دیگر متفاوت است
.مادران
بسیاری را در کردستان سراغ ندارم . که این چنین
باشند . او رادیدم به یاد مادرانی افتادم که
هیچگاه فرزندان قهرمانشان را مردم از یاد
نخواهند برد اما این مادر حق داشت از همین مردم
گله داشته باشد ، از
دوستانِ بعضاً پر مدعا ومگسان گرد شیرینی . دوستان
دوران بگو بخند ،دوران بحث هایی که شعار در آنها
گوش آدمها را پر و کر می کند.
مرا دید بی آنکه قبلا همدیگر را دیده باشیم .
گریست ، نه برای فرزندش که
دیگر مال اونیست. - بله فرزند برومند تفکری است -
که می رود ملت بیمار
ودر خواب ما را بیدار نماید . فرزند پاک مام میهن
ایران است . با او
گریستم . زیرا خود را هیچ نپنداشتم اهل قلم باشی ،
روزنامه نگار و پر
ادعا باشی اما از آن بترسی که اطلاع رسانی برای
این فرزند ، برای این
پسری که می رود مظهر مقاومت در زندان اوین شود .
از گوشه وکنار در تهران، سنندج ،کرماشان وکامیاران
و..... شنیده بودم ، مقاوم است ، خم به ابرو
نمی آورد . بی گناه است زیرا از بی گناهان دفاع
کرده است
.
مادر فرزاد می گوید : « فرزندم را دیدم نشناختم ،
زیرا بی لباس بود ، بی
خوراک ، بی دارو ودرمان ، بی کتاب ، بی دوست ،
تنهای تنها ، او از دیدار
من شرم داشت ، زیرا وضعیت خود را لایق دیدار من
نمی دانست » . اما این ما
بودیم که بی آنکه بدانیم در عین غم وغصه وتحمل
دوری او به فرزاد این
فرزند راستین افتخار می کردیم . گفتم مادر : «
مردمانی که فرزاد از آنها
است دهها سال است که گرسنه و تشنه است ، برای محبت
، برای حقوق خود ،
برای دارو و کتاب ... وهمه چیز این ملت با شهیدانش
با زندانیانش دوام و
قوام یافته و پایدار مانده و خواهد ماند . مادر
میدانم که آثار شکنجه
روحی وجسمی فرزندت ، فشار تحمل ناپذیراعدام
جگرگوشه ات ، بی آنکه گناهی
کرده باشد به او، فرصت دفاع ودیدارنمی
دهند زیرا این گروه به جز خون وشکنجه چیز دیگری را
یاد نگرفته است
.
به عنوان فردی که سالهاست قلم می زنم نمی دانم
چطوری قلم را بچرخا نم که
حق مطلب را ادا کنم . چطوری بنویسم که فرزاد
کمانگر اعدام شد تا ملتش را
از رنج و سختی برهاند
.
ای مردم انسان دوست ومبارز ، ای روزنامه نگاران ،
وفعالان سیاسی ، فرهنگی، ای انسانها ی آزاده به
تحصن سراسری درشهرها وروستاهای کردستان
بپیوندیدوباتعطیلی کامل شهرها وروستاها رژیم
آخوندی رابه تعطیلی بکشانید.
22/2/89
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کامنت شما
|