|
کمپین یک میلیون امضا جنبش نیست بلکه پروژه است!؟
فوزیه ختمی
اقای ابراهیم علیزاده دبیر اول حزب کمونیست ایران
نظرات و عقاید خود و حزب خود را در مورد مبارزات و
تشکلات زنان در مصاحبهای با رادیو زنان در
ستکهولم به مناسبت صدمین سالگرد 8 مارس به اطلاع
عموم میرسانند.
در ابتدای سخنان در پاسخ به سوال مصاحبه کننده
در مورد صدمین سالگرد 8 مارس ، اقای ابراهیم
علیزاده میگوید که ، *پیداست که رقم 100مثل
هر رقم دیگری است و 100فقط یک رقم سمبۆلیک میباشد
وفقط میتواند مشوق باشد*، ایشان از همان
ابتدای سخنانش انچه را که درطول مصاحبه منظور
دارد بیان میکند و شنونده رابه این دعوت میکند
که رقم صد را چون سمبول محسوب کندو به این
ترتیب حرکتی اگاهانه و سنتی رایج در نادیده
گرفتن و حاشیهای کردن مبارزات زنان و خصوصا
مبارزت مستقل زنان را به نمایش میگذارد. البته
که این پدیدهای تازه و غریب برای دوستداران
قدیم و جدید حزب کمونیست نمیباشد و زخمهای تجارب
تلخ نادیده نگاشتن و به حاشیه راندن مبارزات
زنان و خواستهها و مطالبات انها در جنبش ازادی
خواهانه ایران و کردستان وحتی در میان کۆمهله
سوسیالست ، هنوز بر شانههای مبارزات زنان سنگینی
میکند.
جای خوشحالی اما بیشتر جای تعجب است که اقای
ابراهیم علیزاده دبیر اول حزب کمونیست ایران
به حضور و موجودیت جنبشهای اجتماعی دیگری بغیر
از جنبش کارگری اعتراف میکند، این باور تا انجا
قابل قبۆل است که خیرات این جنبشها را به کاسه
جنبش سۆسیالیستی بریزند. زیرا که همه جنبشهای
اجتماعی غیر کارگری تنها در شرایطی مورد قبول
این خط فکری واقع خواهند شد که ملبس به جامه
سوسیالیسم باشند و در غیراین صورت به دامان ناپاک
ناسیونالیسم ولیبرالیسم افتادهاند. هم جنبش
دانشجویی و هم جنبش زنان خوب هستند اما به شرطی
که سوسیالیسم را مستعجل کنند. در طول مصاحبه
شاهد هستیم که تعریف و برداشت از واقعیات
اجتماعی از فیلترو چارچوب ایدولۆژیکی معینی
بایستی گذر کند تا قابل قبول و مورد تحلیل و
برسی ایشان باشند.
اقای ابراهیم علیزاده میگوید که *جنبش زنان
در جند سال اخیر سیاسی شده *. سوال من این
است، مگر تا قبل از این دو سال این جنبش سیاسی
نبوده؟ و اگر نبوده به چه دلیل سیاسی شده ؟
من از شما میپرسم کدام ناعدالتی بر زنان سیاسی
نیست؟ کدام خواست قانونی و اجتماعی زنان سیاسی
نیست؟ ایا مبارزه برای تغییر قوانین ضد زن سیاسی
نیستند؟ پیمانه اندازهگیری شما برای سیاسی بودن
مبارزات و خواستهای سیاسی زنان چه میباشد؟ اگر
زنان برای رفع ستم جنسی گرد هم ایند و مبارزه
کنند سیاسی نیست؟ همچنانکه کمپین یک میلیۆن
امضا برای ایشان مبارزه نیست، بلکه پرۆژه است
. بی شک سیاست و سیاسی بودن مبارزات زنان نیز با
گذر از تونل تنگ ایدیو لۆژی فقط یک تعریف دارد
انهم باید سوسیالیستی باشد. مبارزه برای
تغییرقوانین نابرابرضد زن، رفرم، تشکلات
دموکراتیک علنی و تشکلات مستقل زنان در جای خود
بدون در خدمت و جهت اهداف سوسیالیستی در این خط
فکری - مبارزه سیاسی - محسوب نمیشوند.
در ادامه اقای ابراهیم علیزاده شنونده را
امیدوار میکند و ضمانت و گارانتی موفقیت مبارزه
زنان را بار دیگر به شروطی ممکن میدانند که*
امروز جنبش زنان سیاسی شده و زنان فهمیدهاند که
ازادی انها در گرو ازادی جامعه، به تمامی است.
بدست اوردن برابری برای زنان نمیتواند به تنهایی
ممکن باشد و زنان باید مبارزات خود را با مبارزات
طبقه کارگر و زحمتکشان بیوند دهند و مبارزات
زنان و مردان در یک سنگر به پیش رود وبر این
تاکید دارد که ما نباید اجازه دهیم که زنان و
مردان صف مبارزاتی جدا از هم داشته باشند*.
زنان ایران و کردستان تجارب گرانبهایی از
دورههای گذشته مبارزات خود در کنار این خط فکری
مصرف شده و بارها به تجربه درامده [ در
کۆمهله] مبارزاتی خود به همراه دارند. جنبش
زنان مبارزه برای خواستهای خود را در شرایط
کنونی به هیچ بهشت موعدی موکۆل نمیکند. مبارزه
برای رفح ستم جنسی را وظیفه و در صدر مبارزات خود
قرار داده اند. و تمام تلاش خود را به کار
میگیرد که باتغییراتی ممکن فضایی برای تنفس هوای
ازاد برای خود کسب کنند. زنان ایران و کردستان
بسیار هوشیارانه و پیگیرانه اشکال و فرمهای
دیگری از مبارزه را تجربه کرده و میکنند منتظر
نسخههای یک بعدی و مصرف شده هیچ حزب و سازمانی
هم نیستنند. در سالهای پیش احزاب چپ بر این خط
فکری بودند که همه نابرارهای دیگر اجتماعی در
سۆسیالیسم حل خواهد شد و ضرورتی به بها دادن به
انها وخود نداشت . زیرا که نباید صفوف جبهه
کارگری را تضعیف کرد. اکنون و بر اساس سخنان اقای
علیزاده بر اساس فشار و موج وسیع جنبشهای اجتماعی،
این جنبشها میتوانندوبه نظر میرسد که مورد پسند
واقع شوند اما با شرط و شروط .
اقای علیزاده ! تکرار بدیهیاتی رابرای شما
ضروری میدانم. اگر چه در چارچوب افکار شما بخشی
از سوسیالیستها نمی گنجد ، امروز با فشار و موج
وسیع مبارزات اجتماعی و خصوصا زنان روبرو هستید و
نگران آن هستید که مبارزات زنان خصوصا مبارزات
مستقل زنان، صف و جبهه مبارزات کارگران را تضعیف
کند. شما نادیده میگیرید که اولآ کارگران فقط
مردان کارگر نیستند بلکه زنان کارگر هم وجود
دارند. اما زن کارگر فقط کارگر و تحت ستم طبقاتی
نیست ، بلکه و صد البته زن هم هست و مشمول ستم
جنسی هم میباشد. ستمی که شما هنوز هم به ان
اعتراف نمی کنید. دومآ همان کارگر مورد نظرشما اگر
کرد باشد و زن هم باشذ با سه ستم همزمان دست و
پنجه نرم میکند ؛ طبقاتی ،ملی، جنسی . شما فقط
یکی از اشکال ستم را – طبقاتی- به رسمیت شناخته
و همه را به مبارزه علیه ان بسیج میکنید. با
همان دلایل که ستم ملی را نادیده میگیریدو
نگران افتادن به دام ناسیونالیسم هستید و رهایی
از ستم ملی را نیز به سوسیالیسم میسپارید. ستم
جنسی و مبارزه علیه ستم جنسی را نیز با شرط
وشروط میپذیرید و خطر به دام فمینیسم اسلامی
افتادن را هشدار میدهید. درثانی همه زنها که
کارگر نیستنند، بلکه دانشجو ، طبقه متوسط ،
بورژوا و... اما در قوانین زن ستیز ج.ا همه این
زنان از شرایط یکسان در مقابل قانون برخوردارند و
بر اساس یک قانون با انها رفتار میشود. حق طلاق ،
ارث برابر، حق نگهداری ازفرزندان خود بعد از
طلاق(حضانت) را ندارند جواب شما به این طیف وسیع
اجتماعی ،یعنی نیمه جامعه ایران چیست؟ همه
چامعه ایران وکردستان که کارگر نیستنند و
هیچکدام از این اقشار از حداقل حقوق انسانی
برخوردار نمیباشند؛پس نقشه و نسخه مبارزاتی شما
برای انها چیست؟ همه اقشار اجتماعی را نمیتوان با
اهداف سۆسیالیستی سازمان داد و به صف کرد. پس
تکلیف اقشار غیر کارگری چیست ؟ دستاوردهای مبارزات
زنان در دنیا صرفا نتیجه مبارزات زنان کارگر
نیست بلکه زنان طبقات مرفه هم در کسب این
دستاوردها از جمله به دست اوردن حق رای برای
زنان سهیمند.
در تفکری که اقای ابراهیم علیزاده یکی از
نمایندگان ان میباشد، تمام جنبشهای اجتماعی
باید در خدمت اهداف و مبارزات طبقه کارگر باشد و
همه جنبشها خود را بر اساس ان تعریف و پراکتیک
کنند.ایا بهتر بنود که فرض بر این باشد که
اگرطبقه کارگر دیگر جنبشهای اجتماعی درون جامعه
را برسمیت نشناسد، رهایی اش ممکن نیست. طبقه
کارگر که چیزی به جز زنجیرهای دستش ندارد که از
داست بدهد، زمانی میتواند رها شود که جنبش زنان،
چنبش ملی و دانشجویی و... را با خواستهها و
مطالبات مختص به خودشان برسمیت بشناسد و انها
را یاران خود در مسیر رهایی خود محسوب کند و در
کسب حقوق برابر زنان و رفع ستم ملی و.... تلاش
کند. به این طریق میتوان دموکراسی را اموخت و
پراکتیک کرد. گرنه با متمرکز کردن قدرت در دست یک
طبقه و حتی طبقه کارگرهم ان زنجیرهای مورد نظر
شما تبدیل به گرزهایی برای دربند کشیدن اقشار
دیگر اجتماعی خواهد شد. جامعه فقط به دو طبقه
اجتماعی تقسیم نمیشود بلکه تجزیه و تقسیمات
بسیارمتنوح و متفاوتی را در خود دارد که غافل
ماندن از برسمیت شناختن انها در تغییرات اجتماعی
اثرات منفی باقی میگذارد.
اقای ابراهیم علیزاده بر این باورند که *
تشکل مستقل زنان لازم است اما باید درهای این
تشکلات برروی مردان ازادیخواه باز باشد، و نباید
مرادن را از خود برانید*. چرا تشکل مستقل زنان
شما را نگران و هراسان میکند؟ ایا قبول دارید که
زنان علیرغم جایگاه طبقاتی انها مشمۆل قوانین زن
ستیزی ج.ا و سیستم مردسالارنه هستند و باید برای
رفع ان مبارزه کنند؟ امروزه به درستی زنان
درجهت بالا بردن اگاهی و تجارب مبارزاتی خود و
تمرکز بر رفع ستم جنسی در تشکلات مستقل خود
سازمان یافته اند. زنان ایران و کردستان بیش از
یک دهه پیش به تشکلات مستقل خود روی اورده و از
زنان برای زنان سخن میگویند و بر علیه ستم جنسی
حاکم بر زندگی انها فریاد بر میاورند و مبارزه را
در فضا ی دیگری تجربه میکنند و مجبور نیستند بخشی
از تلاش و انرژی خود را در راه متقاعد ساختن
وعلیه مناسبات و افکار مردسالارانه درون احزاب
به هدر دهند. احزاب کلاسیک چپ فعلا نیازمند
هستند که به اشتباهات خود واقف شوند و ستم جنسی
و مبارزه علیه ان را در دستور کار خود قرار
دهند. بعدا توقعات خود را در مقابل جنبش زنان طرح
کنند.
اقای ابراهیم علیزاده میگوید که *کمپین یک
میلیون امضا مبارزه نیست بلکه پروژه است*.
اقای علیزاده شما به تمام زنان ایران دهن کجی
میکنید و به زنانی که در کردستان که به دلیل
تلاش برای جمع اوری امضا در زندانهای ج.ا به سر
میبرنددهن کجی میکنید. چه جوابی و پیامی برای
مادران زندانیانی مثل هانا و روناک دارید؟ ج.ا
این کمپین را به عنوان حرکت سیاسی در مقابل خود
تعریف میکند و فعالین آنرا زندانی میکند وبرای
خارج شدن پروین اردلان که یکی از همکاران این
کمپین است و برای گرفتن جایزه اولاف پالمه
میبایست به سوئد میامد ممانعت ایجاد کرد، اما
شما ان را پروژه نامگذاری میکنید؟
توجیه شما در رد مبارزه برای تغییر قوانین ضد
زن ج.ا در کمپین یک میلیون امضا، خطر ایجاد خوش
باوری به ج.ا و جلب اعتماد به پارلمان ضد بشری
ج.ا. در میان مردم است. حافظه تاریخی بسیاری
اوقات به نفع ایدیۆلۆژی به کنار گذاسته
میشود. مجبورم به شما یاداوری کنم که اۆلین
گروه اجتماعی که در اۆلین سال انقلاب در 8 مارس
57 با شعار(نه روسری ، نه توسری) صف 100 هزار
نفری در مقابل قانونهای زن ستیزانه ج.ا. بستنند
زنان بودند، یادتان رفته که چادر و روسریهای
سیاه و مانتوهای تا زیر زانو و ممنوعیت ارایش و
غیره برای زنان امروزاشکال دیگری پیدا کرده.
روسریها عقب رفته، مانتوها کوتاه شده، ارایش
ممکن شده، به جای شلۆارهای بلند شلوار ساق پای
کوتاه مد شده. به همان دلیل سیاسی که ج.ا. بر
سر زنان ودر واقع بر افکار و خواستهای انها با
چادر پوشش میگذارد زنان نیز در مقابل ان مقاومت و
مبارزه سیاسی میکنند. و بعضأ در مواردی تهاجمات
حکومت را به عقب راندهاند. زنان ایرانی و کرد
با همان شریعت اسلامی قدرتمند که شما از ان سخن
میگویید در چالش روزمره بوده و هستند و بدون
توهم و با اگاهی بر ستم جنسی مرزهای ساخته و
پرداخته ج.ا. را درهم شکستند و میشکنند ومبارزات
روزمره و تشکلات علنی خود را به انها تحمیل
میکنند. شماهم خوش باوری را طرح میکنید؛ که شانه
از زیر مسئولیت جنبش اجتماعی زنان و برسمیت شناختن
ستم جنسی و مبارزه برای ان ، درحال حاضر خالی
کنید و بار دیگر حل مسئله زنان را به سوسیالیسم
موکۆل کنید.
تونل بینی ایدئولوژیکی شاخ و دم ندارد و پدیده
تازه
ای برای ما که ان را با گوشت و استخوان و خون
تجربه کردهایم نیست. سازمانهای چپ و خصوصا
کۆمهله تا زمانی که همگام و در کنار جنبش
اجتماعی مردم بودند
واقعبینانه حرکت میکردند. و اصولآ کۆمهله به
همان دلیل کۆمهله شد. اما زمانی که همه
مبارزات اجتماعی را از جمله جنبش دانشجویی ،
مبارزات زنان ، جنبش ملی را به حاشیه مبارزات
کارگری راندند وبه همه انها پشت کردند و نیروی
عظیم اجتماعی را به امان .... سپردند. به
نیرویی اردوگاه نشین وذهنی تبدیل شده و امروز هم
با مبارزات درون جامعه پیوندی ندارند به همان
دلیل است که در اوج بی خبری از موقعیت زنان در
ایران مبارزات زنان در کمپین یک میلیون امضا را
پروژه مینامند.
ذر مورد کۆمهله و نقش آن در مبارزات زنان در
دورههای گذشته سخن فراوان است و ترجیحا آنرا به
اینده موکۆل میکنم.
اما در مورد سیاستهای کنونی حزب کمونیست ایران که
اقای ابراهیم علیزاده از آن سخن میگویند و بر
این ادعا دارند که *در درون حزب کار بروی
مسائل زنان متمرکزو تخصصی شده و اگر کادری به
آن رفتار نکند با ید با برنامه حزب تعیین تکلیف
کند* نکتهای را قابل به بازگویی میدانم که
آن را نمیتوان اتفاق محسوب کرد، بلکه تفکر و خط
فکری معینی را نمایندهگی میکند. در25 نوامبر 2007
به خانم "خندان حمهجزا" به دلیل نوشتن کتابی
در مورد فحشا در کردستان و تلاشهای با ارزش این
فعال برجسته مبارزه زنان در جنوب کردستان
جایزهای تعلق گرفت. در یک مراسم با شکوه با
شرکت نزدیک به 2000 نفر به عنوان زنی شجاع و
سنت شکن و تمام چمعیت ایستاده برای تلاش او دست
زدند. اما تلویزیون کۆمله به جای مصاحبه با
"خندان حمه جزا" با همسر او مصاحبه کردند و وقتی
از مسئول برنامه پرسیدم چرا با شوهر خندان
مصاحبه کردهاید در صورتی که نام خندان بر روی
کتاب "ئوقیانوسیک له تاوان" نوشته شده است ؟ در
جواب گفت زیرا شوهرش در تهیه کتاب به او کمک
کرده و خندان وقت برای مصاحبه در این هفته
نداشت. یقین دارم اگر نویسنده این کتاب مرد
بود به مغز مسئول برنامه تلویزیون کۆمهله
هرگز خطور نمیکرد که با زن این نویسنده مصاحبه
کند. شکی ندارم این مـسئۆل جوان در کردستان متعهد
به رسم و سنتهای نادیده انگاشتن و به حاشیه
کشاندن مبارزات زنان و خواستهای انها ، فرزند خلف
پیشاهنگان خود است. وشاید از نظر انها کتاب
اقیانوسیک له تاوان از خندان حمه جزا نیز ،
مبارزه نیست بلکه پروژه است!!
14/03/2008
گهر بۆچوونێکت ههیه ئێره کلیک بکه
تکایه ئیشاره بکهن که پهیامهکهتان لهسهر
کام بابهته
مافی بڵاوکردنهوهی ئهم
بابهته بۆ ههڵوێست پارێزراوه ، به هێنانی ناوی سهرچاوه
کهڵک وهرگرتن لهم بابهته ئازاده
|