پيامی که‌ درنيافتيد

پاسخی به‌ عکس‌العمل کاک خالد سيادت به‌ "اطلاعيه‌ در مورد درگيريهای اخير در حزب کومه‌له‌"

فرخ معانی

قبل از هر چيز خوشحالم از اينکه نهايتاً افرادی از کميته مرکزی حزب کومه‌له با نام خودشان موضع گرفتند و به اعلام نظرات حزبشان از طريق نامه پراکنی‌  به اسمهای مستعار بسنده نکردند.

بعد از پخش اطلاعيه جمعی از رفقا (که تا اين لحظه تعداد آنها به 126 نفر رسيده است) کميتة مرکزی حزب کو‌مه‌له‌ بر خلاف انتظار حمله‌ای را سازمان دادند تا به زعم خود تاثيرات مخرب اطلاعية فوق‌الذکر را بر اذهان افراد داخل تشکيلات پاک کنند. چرا می‌گويم "بر خلاف انتظار"؟ من انتظار داشتم کميته مرکزی حزب کومه‌له اين دسته گُلی را که بهش ارزانی شده بود ببيند و از آن نهايت استفاده را ببرد! اما دريغا که‌ ايشان فقط چند خار آن را ديد و بس.

امضا کنندگان اطلاعيه مذکور بسيارند و الزاماً دلايل، انگيزه‌ها و نظرات يکسانی را برای امضای چنين سندی نداشته‌اند.

نوشتة حاضر نظرات من را در اين خصوص بازتاب می‌دهد. اميد است بتوانم به سهم خود جوانبی از مسئله را برای علاقمندان روشن نمايم.

انتظار من از کميته مرکزی حزب کومه‌له در ارتباط با اين اطلاعيه اين بود که برخورد فعال طيف وسيع و بقول خودشان "موثر" امضاکنندگان در امر حل مشکلات تشکيلاتی‌شان را به فال نيک گرفته و با صدور اطلاعيه‌ای، هم از خود برای بوجود آوردن اين شرايط نابسامان انتقاد کنند، و هم خاطرنشان سازند که به‌ ويژه‌ با دخالت مُدام اين طيف وسيع است که می‌توان تعهد داد چنين ناهنجاريهايی ديگر تکرار نشوند‌.

اما متأسفانه کميته مرکزی حزب کومه‌له زمين و زمان را دشمن خود قلمداد و هر انتقادی که‌ از آن بعمل آمد را دسيسه محسوب نمود. در اين راستا با اسم مستعار و غير مستعار دست به حملاتی زدند که آن را بيشتر می‌توان تاکتيک "فرار رو به جلو" نام نهاد. اخيراً دو رفيق کميته مرکزی، خالد سيادت و بهمن عليار، با زبان ديپلماسی تلاش کرده‌اند جوابی به "دشمنان" تخيلی خود بدهند، تا صفوف تشکيلات متبوع خود را انسجام بخشند. اين نوشته پاسخی به دوست عزيزم رفيق خالد سيادت است که اميدوارم من را هم دشمن و يا به قول بعضی از کادرهای تازةشان "همکار جمهوری ‌ اسلامی" نداند.  

 

رفيق خالد نوشته‌اش را با تعداد امضا کنندگان اطلاعيه شروع می‌کند و آنها را جمع "هشتاد و چند کسی" می‌نامد. بايد بعرض ايشان برسانم اگر نسخه‌های بعدی اطلاعيه را تماشا می‌کرد متوجه ميشد که تعداد امضا کنندگان اطلاعيه بيشتر از "هشتاد و چندکس" شده‌اند. جهت اطلاع ايشان بايد بعرض برسانم تا اين لحظه که من اين مطلب را می‌نويسم تعداد امضا کنندگان به 127 نفر رسيده است.

کاک خالد سيادت در ادامه اينطور می‌گويد که گويا ايشان با همه امضاکنندگان کاری ندارند و روي صحبتشان با نويسندگان اصلی اطلاعيه است، و اينان همان افرادی هستند که در گذشته اسم "گروه وحدت" بر خود نهاده بودند. کاک خالد با طرح مسئله به اين شکل چند هدف را همزمان مد نظر دارد: او می‌خواهد از يکطرف مثلاً تفرقه در صفوف امضا کنندگان ايجاد کرده و از طرف ديگر تلاش می‌کند رفقای وحدت‌طلب را با بکارگيری عبارت "آنها نام گروه وحدت را بر خود نهاده بودند" از اين جمع جدا کند. کاک خالد به شکلی تحقيرآميز از گروه وحدت نام می‌برد که اگر کسی آنها را نشناسد و از تلاشهايشان برای يکپارچگی و وحدت کومه‌له خبر نداشته باشد فکر می‌کند  آنها بايد چه گناه کبيره‌ای مرتکب شده‌ باشند که کاک خالد به اين حقارت از آنان نام می‌برد. 

دوست عزيز، در چنين مواردی اصولا مهم نيست که‌ متن را چه‌ کسی می‌نويسد. بالاخره‌ متن را بايد يک نفر بنويسد و به‌ بقيه‌ پيشنهاد کند و يا از سوی جمع مأموريت يابد پيش‌نويس متنی را برای بحث و تدقيق و سپس امضاء تهيه‌ نمايد. مهم اين است که نوشته مذکور نظر جمع را منعکس سازد و از سوی آنها به‌ امضاء برسد.. بنابر اين بايد بگويم که‌ بر خلاف ادعای شما روی سخن‌تان کُل امضاکنندگان است و نه جمع بخصوصی.

 

گويا اين رفقا (گروه وحدت سابق) تلاش دارند با امضا جمع کردن برای خود حقانيت و مشروعيت کسب کنند. مشروعيت برای چی؟! حقانيت به چه منظور؟! چرا هميشه مسايل را در هاله‌ای از رمز و رموز می‌بينيد؟! دوست من، هر کسی مشروعيت کار و فعاليت خود و حقانيتش را از وجود خودش از تفکراتش و عقايدی که دارد می‌گيرد و نه از تعداد امضا ديگران.  

 

کاک خالد جمع را متهم می‌کند که گويا آنها خود را تنها وارثان کومه‌له دانسته و از آنها ايراد می‌گيرد که‌ بدون اينکه نظرات خود را بيان دارند، از کومه‌له‌ ايراد می‌گيرند. دوست عزيز، گرد و خاک به پا کردن فايده‌ای ندارد؟ ما در کجای اطلاعيه گفته‌ايم که تنها وارثان کومه‌له ما هستيم. اين شما هستيد که تنها خودتان را کومه‌له دانسته و بقيه را دشمن، حتی آنهايی که تا چند وقت پيش همرزمتان بودند.

قضيه بسيار ساده‌ است. در اين اطلاعيه صحبت از پرنسيبها، اخلاقيات، سياستها و منش انقلابی و سوسياليستی کومه‌له شده است که شما با برخوردهايتان در منازعات اخير و کُلاً در برخوردهای دست‌کم يکسال اخير، پايمال کرده‌ايد. آسمان و ريسمان کردن لازم نيست. لطفاً توضيح دهيد که:‌ آيا منش بکار گرفته از طرف شما (منظورم اين نيست که شما تنها کسانی هستيد که در دوره اخير از اين نوع منش و بی پرنسيبی برخوردار بوده‌ايد) در درگيرهای اخير و اساساً  سياستهای که کومه‌له را اين چنين به ورطه بدنامی کشاند، همان سياستهای سوسياليستی کومه‌له‌اند، همان منش و اخلاقيات کومه‌له‌اند که زبانزد توده‌های مردم زحمتکش کُردستان بود، همان پرنسيبهای ارزنده‌ای هستند که ماية‌ افتخار همگی ما بودند؟ آيا شما واقعاً هنوز متوجه‌ تغييرات اخلاقی و کرداری در کومه‌لة متبوعتان نشده‌ايد؟! آيا جداً فکر می‌کنيد که اين کومه‌له‌ همان کومه‌لة سابق است؟!

من علم غيب ندارم، نمی‌دانم ادامة فعاليتهای اين جمع بکجا کشيده می‌شود. ولی يک چيز را خوب می‌دانم و آن اينکه هر حرکتی در آينده  ـ حال از طرف هر کس که‌ باشد ـ بايد در جهت احيای پرنسيبهای انقلابی و درست کومه‌له باشد، تا هم ادامه‌کاری جمع تضمين پيدا کند و هم ضربات هولناکی که بر اثر بی‌درايتی اين دوستان به نام کومه‌له وارد شده ترميم گردد.

 

کاک خالد در ادامه مطلبش می‌گويد: "شما در اطلاعيه حمله شديدی را بر عليه کومه‌له شروع کرده و می‌گوييد که‌ کاری هم به اين نداريد که کی مقصر است." کاک خالد، ما حمله به کومه‌له نکرده‌ايم، انتقاد ما از شما بعنوان "حزب کومه‌له کردستان" است. من باالشخصه‌ شما را نيز بخشی از طيف وسيع کومه‌له ميدانم. من برخلاف شما، شما را به‌ تنهايی کومه‌له نمی‌دانم. بنظر من کومه‌له طيف وسيعی است که بخشی از آن در احزاب تحت نام کومه‌له جمع گرديده‌اند و طيف بسيار بزرگتر آن در خارج از تشکيلاتها (که اگر رويدادهای آتی نيز چنين روالی داشته‌ باشند‌ احتمالا خود شما هم دير يا زود به‌ آنها خواهيد پيوست) و بخصوص در شهرهای کُردستان هستند. شما به‌ عبث تلاش داريد هر کسی را که در هر مقطع و به هر دليلی با کميته مرکزی حزب کومه‌له و بخصوص کاک عبدالله اختلاف پيدا کرد غير کومه‌له‌ای جلوه دهيد و در اغلب موارد آنها را دشمن کومه‌له معرفی کنيد. من اينگونه فکر نمی‌کنم، اگر اختلافات دوران کاک عمر و بقيه همراهانش با شما به چاقوکشی تبديل گرديد، اگر جلسه "انتقادی" پلنوم به پرخاشگری و ضرب و شتم منجر شد، برای من مهم نيست که کی آغازگر ماجرا بوده و کی تمام‌کنندة کار، چرا که تمام آن کسانی که در اين ماجرا بوده‌اند از ديدگاه من کومه‌له بودند، نمی‌توان با فردی و يا افرادی تا چند روز پيش و يا حتی تا چند ساعت پيش رفيق بود، هم سنگر بود، کومه‌له بود، و از همه‌ جالب‌تر به‌ حکم جايگاهش در کميتة مرکزی، رهبر هم بود، اما درست در لحظه‌ای که با هم اختلاف پيدا کردند، طرف مغلوب از سوی طرف غالب خلع سلاح، خلع سمت، خلع صلاحيت کومه‌له‌ی بودن و حتی خلع شخصيت ‌شود.  وی در عرض تنها چند ساعت از رهبر چگوارايی به‌ ديکتاتور پينوشه‌اي تبديل می‌شود. اين تشکيلات سياسی است يا خم رنگ‌رزی؟! مدال افتخار به نابسامانی کشاندن کومه‌له  و درغلطانيدن آن  به بی‌پرنسيبی و لگدمال کردن هر آنچه که زمانی ماية افتخار همگی ما بود، را بايد به سينه همة شماها زد. اگر هم در اين ميان افرادی هستند که مسئوليت بيشتری در اين نابسامانيها برعهده دارند، تنها بايد مدالهايشان را زياد کرد.

من يقين دارم که رهبری اکنون "حزب کومه‌له"، برخلاف رهبری قديم کومه‌له، ديگر برای افکار عمومی و حتی اعضا و کادرهای خود اهميتی قائل نيست. يک نمونه‌: نامه‌ها و اطلاعيه‌های که در دوران اختلافات به‌ منظور جلوگيری از انشعاب و کاناليزه‌ و دمکراتيزه‌ کردن آن نوشته شد و تعداد بسياری از اعضا و کادرهای تشکيلات و همينطور اعضای خانواده‌های شهيد کومه‌له امضا کردند، مورد بی‌اعتنائی کميتة مرکزی قرار گرفت. در غيراينصورت قاعدتاً می‌بايستی اين امضاها شما را به خود می‌آورد. شما می‌بايست از خود می‌پرسيديد: چرا اين همه کومه‌له‌ای پای نامه‌ای انتقادی از ما را امضا می‌کنند؟ شما می‌بايست بجای حمله به اين و آن از خود می‌پرسيديد که‌ اشکال کارتان کجا است و چرا به اين روز افتاده‌ايد.

 

کاک خالد از زبان مردم (بخوان خود) از جمع سوال می‌کند که چه‌ کسی اين حق قضاوت را به شما داده که بر کرسی قضاوت نشسته‌ايد و اين روزها در پی داوری اين امر هستيد که چه‌ کسی پرنسيبهای سوسياليستی کومه‌له را زير پا گذاشت و چه‌ کسی از آن صيانت می‌کند. کاک خالد از کادرهای قديمی کومه‌له است و چنين حرفی می‌زند. زمانی معيار ارزيابی از فعاليت کومه‌له افکار عمومی بود، زمانی هم و غم کومه‌له چگونگی ارزيابی مردم از کومه‌له بود. اما حالا عضو کميته مرکزی "کومه‌له" می‌پرسد که چه‌ کسی به ما (مايی که تازه‌‌ "مردم عادی" نيستيم، بلکه رفقای چندين سالة خودشان و جمع وسيعی از کادرهای قديمی و بقول خودشان خوشنام کومه‌له‌ هستيم) اجازه داده در مصدر قضاوت بنشينيم. از اينها هم که بگذريم فرض کنيد هيچکدام از افراد امضا کننده اطلاعيه نه کميته مرکزی، نه کادر کومه‌له  و نه حتی پيشمرگ کومه‌له بوده‌اند، ايشان تنها خانواده جانباختگان کومه‌له هستند، يا نخير، تنها  دوست کومه‌له هستند و دلشان برای نام و جايگاه کومه‌له می‌سوزد. آيا اجازه می‌دهيد از خرابکاريهای شما انتقاد کنند يا نه؟

و اما دوست عزيز، بدليل اينکه تشکيلات متبوع شما تحت نام کومه‌له فعاليت می‌کند و ما با اين نام تاريخ مشترک داريم، حق مسلم خود می‌دانيم که در برابر هر کج‌روی شما موضع گرفته و به مردم کُردستان و بخصوص خانواده‌های جانباختگان بگوئيم که اين رفتارهای ناشايست را به حساب کومه‌له نگذاريد، راه فرزندان شما از اين کانال نمی‌گذرد، و بگوئيم که همرزمانی از فرزندان شما هنوز هستند که به آن معيارهای که شما از کومه‌له در خاطر داريد پايبند هستند. آيا ما و هر جمع ديگر برای قضاوت از رفتار شما احتياج به مجوز شما داريم؟

کاک خالد گويا از اين ناراحت است که ما وظيفه خودمان را فقط به صدور اين چنين اطلاعيه‌هايی محدود کرده‌ايم و می‌گويد: "کجا وظيفه انسان انقلابی و سوسياليست به اين مقدار ناچيز محدود می‌شود؟" در پاسخ بايد گفت که‌ شما که با اين اندک فعاليت ما اينقدر آشفته شده‌ايد چه اصراری داريد که بيشترش را ببينيد. هر چيزی جای خود دارد. قرار نيست در يک اطلاعيه  که در مورد خاصی صادر شده دنيا مورد تحليل و ارزيابی قرار گيرد. نگران بی نظری  رفقا نباشيد. بعد از گذشت اين همه سال هر رفيقی نظرات و برداشت خود را از مسايل دارد. وانگهی، اگر همين چند اطلاعية محدود در تأييد رفتارهای شما نوشته‌ می‌شدند، ايراد می‌گرفتيد که‌ چرا نويسندگان آنها منفعل هستند و فاقد نظرات شفاف.

 

موضوع جالب ديگری که کاک خالد مطرح ساخته، اين است که  رو به جمع می‌گويد: "تا کی می‌خواهيد از نام و اعتبار گذشته‌تان استفاده کنيد، مدتها است که داريد از اين اعتبار خرج می‌کنيد؟"

جل‌الخالق، به حق چيزهای نشنيده. کاک خالد، لطفا توپ خودمان را به زمين خودمان نيانداز! اين تردستيها کارائی خودشان را از دست داده‌اند. چه‌ کسی از اعتبار گذشته بقول اطلاعيه "ناندانی" درست کرده؟ اين جمع يا شما؟ آيا اگر جمعی می‌خواهد از حيثيتش دفاع کند و نگذارد هر بی‌پرنسيبی به نام آن نوشته شود، خرج کردن از اعتبار گذشته نام می‌گيرد؟ کجا و کی اين جمع به اعتبار گذشته و به نام کومه‌له و بقول شما به‌ اعتبار "محبوبيتشان" پولی و پاره‌ای دريافت داشته‌اند؟ با کدام سلطنت‌طلب  و شوينيست به اسم کومه‌له پای ميز مذاکره و مناظره‌ و مصاحبه‌ رفته‌اند و بده و بستان کرده‌اند؟ چرا حاضريد برای دفاع ناموجه از خودتان با کرامت و شخصيت انسانها بازی کنيد؟

بگذار، فرض شما را مبنی بر اينکه اين جمع‌ انقلابی واقعی نيست، برای چند دقيقه هم که شده قبول می‌کنيم. از ديد شما "انقلابی واقعی" کسی است که‌ باری از دوش کارگران و زحمتکشان بر می‌دارد. لطف کنيد بگويد که‌ شما کدام بار را از دوش زحمتکشان کُردستان برداشته‌ايد. غير از اين است که با برخوردهايتان ماية يأس و نااميدی در ميان آنان شده‌ايد؟ غير از اين است که با به‌نمايش گذاشتن رفتارتان با مخالفين  باعث گرديده‌ايد که جمهوری اسلامی تطهير گردد؟ با چه‌ مشروعيتی شما رژيم ضددمکراتيک ايران را متهم به‌ سرکوب مخالفان می‌کنيد؟

گويا لحن اطلاعيه و چگونگی رفتار ما کاک خالد را به ياد زبان و رفتار کمونيزم  کارگری انداخته است! کاک خالد، مثل اينکه فراموش کرده‌ای خصلت اصلی کمونيزم کارگری، دشمن تراشی و قلع و قمع  دشمنان بود و زبانش نيز لومپنيستی بود نه انتقادی. بگذار ديگران قضاوت کنند. (البته‌ اگر اجازه قضاوت داشته باشند.)

 

به گفته کاک خالد ما در زمانی به حزب کومه‌له حمله برده‌ايم که کمپينی بر عليه اين حزب در جريان است و سر کمپين هم به جاهای مشکوک وصل است.

شکی در اين نيست که جمهوری اسلامی در چنين مواقعی بيکار نمی‌نشيند، اما وصل کردن هر اختلافی به سرنخهای مشکوک و از اين راه مهيا کردن زمينه سرکوب و بوجود آوردن فضای رعب و وحشت مشکل شما را حل نمی‌کند. ما نيز به شما حمله نبرده‌ايم. همينطور که قبلاً گفتم قصد ما محکوم کردن رفتار و کردار ناسالم شما است. اگر هم کسانی کمپينی بر عليه شما راه‌ انداخته‌اند، دليلش اوضاعی است که پيش آورده‌ايد. ( تا نباشد چيزکی مردم نگويند چيزها.)

 

کاک خالد ادعا دارد ما برای جمع کردن امضا به کسانی پناه برده‌ايم که قبلاً مخالفشان بوده‌ايم. اولاً اينکه، دوست عزيز، توصيه‌ می‌کنم از کاربرد عبارتهايی چون"پناه برده‌ايد" (که‌ تداعی کنندة ادبيات کمونيسم کارگريست) دوری جوئيد.  هيچکسی برای جمع‌آوری امضا به کسی پناه نبرده است. اطلاعيه با امضا عده‌ای علنی گرديد و بعد از آن نيز تعدای با مشاهده‌ و مطالعة اطلاعيه به آن پيوستند. حقانيت و درستی هيچ اطلاعيه‌ای به‌ کم و کيف امضاکنندگانش نيست، بلکه قبل از هر چيز به مضمون و محتوايش است. در ضمن صدور اطلاعيه بمنظور کار دسته جمعی درست بمانند اعلام و راه‌اندازی راهپيمائی می‌ماند، اگر اعلام راهپيمائی کرديد ممکن است مردم از هر قشر و طبقه‌ای در آن شرکت کنند شما بعنوان دست‌اندرکار تظاهرات نمی‌توانيد کسی را از شرکت در آن منع نمائيد.

متأسفانه در اين نوشته با استدلالهای چنان ضعيفی طرف هستيم که پاسخ به‌ آنها از فرط ضعف کار دشواری است. عزيز من، موضوع‌ها را چرا قاطی می‌کنی؟ ما در مورد مشخصی اطلاعيه داده‌ايم، چه ربطی به تومار جمع کردن بر عليه جمهوری اسلامی دارد؟ اين موضوع چه ربطی به اطلاعيه برای ابراهيم لطفی دارد؟ آخر اين هم شد استدلال؟ اگر هر کس بر عليه جمهوری اسلامی تومار جمع نکرد حق ندارد از حزب کومه‌له ايراد بگيرد؟ کاک خالد عزيز، کشت و کشتار، سرکوب مخالفان برازندة جمهوری اسلامی است. اين رژيم هر روز جنايت می‌کند، طوريکه‌ چنانچه‌ بخواهيم تومار بر عليه‌ آن تهيه‌ کنيم، بايد ليل و نهار، هر هفته‌ و ماه‌ و سال امضاء جمع کنيم. اما اميدوارم شما سرکوب مخالفان را در کومه‌له‌ امری بديهی و هر روزه‌ تلقی نکنيد. وانگهی، ما سابقه‌ای در جمهوری اسلامی نداشته‌ايم که‌ با سرکوب مخالفان در آن خود و اعتبار خود را جريحه‌دار ببينيم. يادم می‌آيد روزی که‌ مردم در آلمان بر عليه‌ حملة نظامی آمريکا به‌ عراق به‌ خيابانها آمدند، کسانی در مخالفت با آنها استدلال می‌کردند که‌ "چرا آن هنگام که‌ عراق به‌ ايران و کويت حمله‌ کرد، به‌ خيابانها نيامديد؟". اين استدلال را منطقی می‌دانيد؟

 

کاک خالد عزيز ما، بتدريج و در ادامه مقاله ما را نيز زير سبيلی به جمع مشکوکی که قبلاً  اسم برده بود می‌برد. کاک خالد می‌گويد چرا ما بجای پخش بذر نفرت و اختلاف به اتحاد کمک نمی‌کنيم.  کاک خالد، آيا اين ما بوديم که بذر تنفر را در دل پيشمرگان در مقابل همرزمانشان پاشيديم که آنها حاضر شدند بر عليه هم اسلحه بکشند و با چاقو همديگر را زخمی کنند؟ آيا اين ما بوديم که آن همه مقاله پُر از توهين و هتاکی را به همديگر نوشتيم و در سايتها منتشر کرديم؟ آيا اين ما بوديم که می‌گفتيم "منشعبين هر کجا می‌خواهند بروند، آنها ديگر کومه‌له نيستد و يک وجب خاک بهشان نمی‌دهيم"؟ آيا اين ما بوديم که حتی برای مصلحت عمومی تشکيلات هم که شده چند ماهی کنگره را به عقب نيانداختيم؟ آيا اين ما بوديم که در جلسة پلنوم عضوی از کميتة مرکزی را ضرب و شتم کرديم و باعث تمسخر ديگران شديم؟ ... (آيا می‌خواهيد اين ليست را ادامه‌ دهم؟) حق با شما است: مثل اينکه غير از خودتان عالم و آدم همه درکارند که اختلاف و جدائی در بين شما بوجود آورند. از قرار معلوم همه ما و هر آن کس چيزی گفت مقصر است بغير از خود شما. آخر انصافی!

من نمی‌دانم نااميدی در ميان صفوف پيشمرگه هنگامی درست می‌شود که عده‌ای پيدا شوند و بگويند کومه‌له اين نيست، اميدتان را از دست ندهيد کومه‌له اينی نيست که شما نظاره‌گرش هستيد، يا اينکه پيشمرگان با چشم خود ببينند که در صورت اختلاف نظر چه آينده‌ای ممکن است در انتظارتان باشد. آيا نااميدی هنگامی شکل می‌گيرد که بگوئی پيشمرگ کومه‌له نه برای سرکوب رفيقش، بلکه برای مبارزه با سرکوب پا به عرصه گذاشته، يا اينکه خودش لمس کند از او استفاده غلط می‌شود؟

کاک خالد، پرنسيب تاکتيک نيست، ديپلماسی نيست که هر زمانی دلتان خواست عوضش کنيد. کومه‌له با تمام پرنسيبهای شناخته شده‌اش کومه‌له است. اگر شما فکر می‌کنيد انتظار اين جمع از شما و حزبتان زيادی است و به قول خودتان لوکس است، حرفی نيست. اما اين همه "کومه‌له کومه‌له" کردن ديگر از بهر چيست؟ تا جائی که به من مربوط می‌شود، من دقيقاً بخاطر چنين حرفهايی از حزب کومه‌له استعفا دادم، چرا که‌ می‌خواستم از پرنسيبهايم دفاع کنم. زمانی که ملاحظه‌ نمودم که‌ کومه‌له‌ بقول خودتان خود را موظف به حفظ اين پرنسيبها نمی‌داند استعفا دادم.

 

کاک خالد ادامه می‌دهد که دفاع از پرنسيبهای گذشته‌ به‌ اين معنی نيست که بيش از همه‌ به رفقای ديرين خودمان حمله کنيم و آنان را منبع همه ناهنجاريهای دنيا بدانيم. وی همچنين پند می‌دهد که‌ ما بايد خودمان قبلاً  مُدلی ازکومه‌له‌ای انقلابی، دلسوز مردم، باحوصله و پُر تحمل نشان دهيم تا با آن معيار بتوانيم به ديگران ايراد بگيريم. کاک خالد، از "رفقای ديرين" خود می‌خواهد پروژة خود را ارائه‌ دهند. و ايراد می‌گيرد که‌ اين اقدامات (صدور اطلاعيه‌) از ما انسانهايي انقلابی و سوسياليست نمی‌سازد. کسی ادعا نکرده که با صدور اطلاعيه انقلابی و سوسياليست خواهد شد. اما من معتقدم که‌ چنين تشکيلاتی وجود داشت. معيار سنجش من اتفاقا همان کومه‌له‌ است. بنابراين معيار برای سنجش وجود دارد. ما شما را با آن می‌سنجيم.

وانگهی، بايد برای تأکيد بيشتر پرسيده شود که‌:‌ آيا به‌ نظر شما بايد الزاما مادام‌العمر عضو کومه‌لة شما‌ ماند تا علاقمند به‌ سرنوشت آن بود؟ آيا به‌ نظر شما ما که‌ چند صباحی را در اين تشکيلات جان کنده‌ايم مجاز نيستيم بگوئيم که‌ اين کومه‌له‌ آن کومه‌له‌ نيست؟ آيا خود شما، چنانچه‌ از آن تشکيلات خارج شديد، ديگر به‌ يکباره‌ نسبت به‌ آن بی‌علاقه‌ می‌شويد و برايتان فرقی نخواهد کرد که‌ کسانی چه‌ بلايی بر سر آن خواهند آورد؟

نگران پلاتفرم و برنامه هم نباش اگر کسی قصد تشکيلات سازی داشته باشد پلاتفرم و برنامه‌اش را هم خواهد نوشت. ايراد گرفته‌ می‌شود که‌ چرا ما تحليلهای خود را منتشر نمی‌سازيم. نه‌ اينکه‌ افراد رهبری حزب هر کدامشان هر روز و هفته‌ و ماه‌ يک تحليل و مقاله‌ و کتاب منتشر می‌کنند و نشرية تئوريکشان هر روز قطورتر می‌شود؟ نه‌ اينکه‌ هر روز قيافة آنها را در تلويزيون می‌بينيم که‌ اوضاع کردستان و ايران وجهان را تفسير و تجزيه‌ و تحليل می‌کنند؟ (ادامه‌ بدهم؟)

 

در ادامه باران تهمت‌ به‌ "رفقای ديرين" دوباره شروع می‌شود: گويا ما به اعضای کومه‌له گفته‌ايم که استعفا بدهند و اطلاعيه ما را امضا کنند، اسم کسانی را نوشته‌ايم که تا يک روز پيش عضو کومه‌له بوده‌اند، پناه به جريان بقول ايشان اقليت (ره‌وتی چاکسازی) برده‌ايم.

دوست عزيز، باور کن نوشته‌ات حتی برای مصرف درونی هم کم بار است. اين اصلاحات چی است به کار برده‌ای؟ چرا چنين بی‌ سند و بی مدرک صحبت می‌کنيد؟ ماکجا‌ به‌قول شما به اقليت "پناه‌ برده‌ايم"، کدام يک از اعضا را تشويق به جدائی و امضای اطلاعيه کرده‌ايم، و يا اسم چهکسانی را پای اطلاعيه نوشته‌ايم. دوست من مگر دنيا بی صاحب است که ما اسم کسی را پای اطلاعيه نوشته باشيم و يا فکر کرده‌ايد ما هم پرنسيب را تاکتيک فرض کرده‌ايم. يقين داشته باش تمام انسانهای که پای اين سند را امضا کرده‌اند همه بالای هيجده سال و عاقل و بالغ هستند. چرا توهين می‌کنی؟ اين اصل ابتدائی را هنوز درک نکرده‌ای که اگر سندی صدور يافت و در زير سند نوشته شده بود که هر کس با مضمون آن موافق است می‌تواند امضايش کند، ديگر مسئوليتی به پای صادر کنندگانش نيست.  ما دوست داشتيم شما هم آن را امضا می‌کرديد.

ما در کجای اطلاعيه گفته‌ايم که ما تجمع پيشمرگان کومه‌له هستيم که اگر کسی غير از پيشمرگ کومه‌له سند را امضا کرد اشکال باشد؟ اين چه شيوه‌ای است که در پيش گرفته‌ای؟ ما نوشته‌ايم "جمعی از طيف وسيع کومه‌له". کجای اين معنی "پيشمرگ کومه‌له" می‌دهد؟ مگر کومه‌له‌ای فقط به پيشمرگه محدود می‌شود؟ در ضمن فرض کنيم حق با شما است چه اشکالی دارد آدمی که پيشمرگه نبوده از شما انتقاد کند، شما که انتقاد پيشمرگان را اينطوری جواب داديد. کاک خالد در آخر هم ژست سخاوتمندی به خود می‌گيرد و می‌گويد زياد هم مهم نيست فقط گفته باشم اينها روش انقلابی و سوسياليست نيست.!  جالب است نه؟

در آخر کاک خالد وارد بحث سياسی هم شده و سياست انتظار را به ما منتسب می‌کند. او می‌گويد در واقع ما از سياست انتظار پيروی می‌کنيم، چرا که منتظر نشسته‌ايم تا ببينيم کی در اردوگاه کومه‌له هرج ومرج به پا می‌شود تا ما هم شلوقش کنيم. چه ميشود گفت. فکر کن اينطور است که شما می‌گوئيد لطفاً نگذاريد اين امکان بوجود آيد.

 

و در نهايت کاک خالد از در نصيحت وارد شده و می‌گويد، کارهای چند ماه ما تصويری خوبی از کومه‌له بدست نداد. چه آنجائی که مراسم روز کومه‌له را تحريم کرديد و چه اين اطلاعيه‌های که صادر نموديد هيچکدام برگی  موفقيت آميز به تاريخ کومه‌له زياد نکرد.

کاک خالد عزيز، اگر فرض کنيم که بقول شما  اقدامات ما چيزی به کومه‌له زياد نکرد اما اقدامات شما در يکسال گذشته خيلی چيزها از کومه‌له کم کرد. انتظار داريد هر کاری که کرديد مردم ناديده بگيرند و باز هم به مراسم شما بيايند. طبيعی است که ما مراسم جداگانه می‌گيريم و حاضر نيستيم در مراسم حزبی شرکت کنيم که از ديدگاه ما به نام و اعتبار کومه‌له بشدت ضربه زده است.

 

شما نه‌ آن حرکت را دريافتيد و نه‌ اين پيام را.

 

2. مه . 2008

 

 

انتشار این نوشته‌ در "هه‌ڵوێست" الزامآ بمعنی تآیید مواضع مندرج در آن نمی‌باشد

هرکونه‌ کوپی برداری یا استفاده‌ از مطالب مندرج در سایت"هه‌ڵوێست"، با درج منبع آزاد می‌باشد


هه‌ر بابه‌تێک له‌ لایه‌کی دیکه‌ بڵاو بکرێته‌وه‌ له هه‌ڵوێست دا  ئارشیڤ ناکرێت      Copyright © 2004-2006 , www.helwist.com