جنبش سبز و شعارهای این طیف برای كوردها كدی مجهول و بی معنا!

عزیز شیخانی

در بستر تاریخ دیده‌ وا كن

زمانه‌ بگذرد گرچه‌ دیده‌ بر روی حقیقت بندی

چه‌ بسیارند ایام تلخ در تاریخ ملتی نستوه‌

اما فاجعه‌ی بزرگ و فراگیر

رقصیدن با موسیقی سركوبگران و تشنه‌گان قدرت است

بگذار این روزهای تیره‌ و تار بال بگیرند

تا كه‌ شاید افقی روشن پیش دیده‌ها نمایان شود

 

 

امروزه‌ تبی شدید خاورمیانه‌  و به‌ ویژه‌ ایران و برخی از كشورهای این خطه‌ را دربر گرفته‌ است. تغییرات در راه‌  در این منطقه‌ی پر از بحران از بدیهات می باشند. توازن قدرت بین دولت های حاكم بر كوردستان و فرایند وجود نیروهای متحدین و به‌ ویژه‌ ایالات متحده‌ی امریكا در منطقه‌ باید  مورد بازخوانی مجدد قرار  گیرند. برای دست یابی  و نیل به‌ اهداف مشخص  باید تاكتیك و ستراتژی روشنی وجود داشته‌ باشند. دولتهای مقتدر جهان و شمار دیگری از دولتهای خاورمیانه‌ برای كسب قدرت بیشتر در تعارض همدیگر قرار گرفته‌اند. اگر چه‌ در این اوان و زمان به‌ سمع می رسد، كه‌ دوران انقلاب به‌ سر رسیده‌، اما  نباید دیده‌ بر هم نهاد. تاریخ اگر چه‌ به‌ عقب بر نمی گردد، اما رویدادهای جهان نشان داده‌اند، كه اگر فرمول مشخص وجود نداشته‌ باشد، تاریخ در نوع مشابهی امكان تكرارشدن را داراست.

 اگر رویدادهای اخیر ایران را مورد نظر قرار دهیم، به‌ روشنی می بینیم كه‌ طالبان قدرت و بازیگران اصلی موسوم به‌ جنبش سبز بارها تاكید كرده‌ا‌ند، كه‌ حالا بحث وحدت ملی است و بس. پیام سبزها و عاشقان این طرح و رنگ پیامی جدا از انقلاب اسلامی و تداوم سركوب ملت های تحت ستم در ایران نیست. آنها در گذشته‌ نشان داده‌اند، كه‌ با مردمانی مثل كورد،بلوچ، عرب، آذری و غیره‌ سر آشتی ندارند. كسانی را كه‌ دیروز و در اوان صدارت خویش  بوی خون و كشتار را تقدیس می كردند، امروزه‌ در فضای تیره‌ و تار به‌ قهرمانان ملتی بدل شده‌اند. مردمان این سرزمین مالامال از ظلم و بیدادی‌ دوباره‌ می خواهند از راه خارج شده‌ و  ستم و جور دراز مدت دیگری را بر خویش روا دارند. مردم و ملت های ایران با هر تاریخی كه‌ دارند، به‌ مرات طعم تلخ دنباله‌روی كوركورانه‌ را مزه‌ كرده‌اند. در گذر تاریخ ایامی هستند، كه‌ با شور و شعف فراوان ملت ها و مردمان ایران برای دست یابی به‌ آزادی و عدالت گام برداشته‌اند، اما نتیجه‌ ی كلی چیزی جدا از تحقق اهداف و حقوق بوده‌ است.  انقلاب مشروطه‌، دوران محمد مصدق، انقلاب سال ١٣٥٧ از نمونه‌های زنده‌ی تاریخ این سرزمین سوخته‌ می باشند.

آمدن موج سبز در واقع ادامه‌ی موج  دوم خردادی هایی می باشد، كه‌ رهبران آنها در طول دو دوره‌ی ریاست جمهوری و همچنین تصاحب اكثریت كرسی نمایندگان مجلس نتوانست زخمی را التیام بخشد. این خیل و راهیان كاروان جعلی رفورم در واقع با مردم و ملت های ایران دروغ گفته‌ و تنها حرف مفت تحویل دادند. تجربه‌ را تجربه‌ كردن خطاست، به‌ ویژه‌ در مواقعی كه‌ مسئله‌ی انتقال قدرت سیاسی مطرح است. اما افسوس این پدیده‌ به‌ نظر می رسد در ایران و در بین حتی ملتهای تحت زور و ستم جایگاهی ندارد. همگان واقف هستند، كه‌ بازنده‌گان هر انقلابی كسانی هستند كه‌ بدون برنامه‌ و طرح مشخصه‌ به‌ دنبال امواج واهی و مبهم‌ سرگردانند. رهبران امروزه‌ی جنبش سبز در اصول و فروع معتقد به‌ مبادین انقلاب اسلامی هستند. از نوشته‌ها، سخنرانی ها، مصاحبه‌ها و حتی حركات و عملكرد این گرگ های در پوست گوسفند خزیده‌ پیدا و عیان است، كه‌ مسئله‌ی كوردها و دیگر ملت های دیگر مهم نیستند.

 در جنگ قدرتی كه‌ بین رهبران كوچك و بزرگ انقلاب اسلامی در ایران در گرفته‌، مردمی هم كه‌ عاشق آزادی هستند به‌ میدان آمده‌اند و بر علیه‌ كلیت نظام فریاد سر می دهند. اما در این بازی سیاسی نباید فراموش كرد، كه‌ قاتلان و همرزمان دیروز در ادامه‌ی این جنگ قدرت امكان دارد در یك زد و بند سیاسی بر خواسته‌های عموم و بحران غلبه‌ پیدا كنند.

خمینی قبل از رسیدن به‌ قدرت از عدل علی و حقوق مستضعفان صحبت می كرد. اما طعم قدرت به‌ كام خمینی و دیگران چنان شیرین بود، كه‌  دیده‌ و روان آنها را سیه‌ كرد و بر همگان تاختند. ملت های ایران از حافظه‌ی تاریخی برخوردار نیستند و چه‌ بسا در عمق واقعیات روزگار دنبال خیال و وهم را گرفته‌ و بر اگر و بایست ها اعتماد كامل می كنند. حیله‌گران و قدرت طلبان ماهر در اوایل كار از فاش كردن برنامه‌ و اهداف خود ترس دارند. چرا كه‌ خود نیز می دانند، كه‌ اگر اهداف و برنامه‌ی خویش را آشكار كنند در میدان یكه‌ و تنها خواهند ماند. رهبران امروزه‌ی جنبش سبز با خمینی هم كاسه‌ بوده‌اند و فنون سیاست و فرمول به‌ دست گیری قدرت را از رهبر خویش یاد گرفته‌اند. پشتیبانان جنبش سبز و بسیاری از مردمان دیگر همراه‌ شده‌ با این سیل ناراضیان در اوج خوش باوری به‌ دیگران نیز طعنه‌ می زنند. بازار مكاره‌ی سیاست امروزه‌ در منطقه‌ بیداد میكند.

در این حال و احوال ملت كورد در شرق كوردستان در وسط راه‌ ایستاده‌ و بسیاری از كم تجربه‌گان و تازه‌ رسیده‌ها پرچم جنبش سبز كوردستان را می خواهند بلند كنند. این طیف مورد بحث غافل از هر راز و رمزی می خواهند با علم كردن پرچم جنبش سبز در شرق كوردستان خود نیز به‌ سیل تبلیغاتی بپیوندند، كه‌ در نهایت خط به‌ معنی تیشه‌ بر ریشه‌ی خود زدن است. نبود ستراتژی روشن و مشخص از سوی احزاب و سازمان های كورد و خطا رفتن برخی از آنها مردم كوردستان را در موجی از توهم قرار داده‌ است.

در نبود رهبری قابل اطمیان و عملگرا در فضای سیاسی شرق كوردستان میدان برای افرادی باز شده‌، كه‌ در سبیل اعلام موجودیت خویش می خواهند به‌ دیگران خط بدهند. برخی از كوردها و حتی رهبران زود به‌ قدرت رسیده‌ و بی تجربه‌ در احزاب شرق كوردستان چنین فرض می كنند، كه‌ تنها كوردها هستند هنر سیاست را نیك می دانند و دیگران از این امر عاجزند. راهیان كاروان   بهشت سبزها چنان در تب و تاب موجود غرق شده‌اند، كه‌ از خود بی خود شده‌ و از این ترس و واهمه‌ ندارند، كه‌ خود به‌ مهره‌ی نظام بدل شوند. از قدیم الایام گفته‌اند، كه‌ هر گردی گردو نیست. در دوران كنونی و زمانه‌ی ما باید گفت، كه‌ هر سبزی پیام آور صلح و صفا و آرامش نیست. در پس این شال سبز كه‌ به‌ جنبش رنگ و لعابی داده‌ است، حیله‌های رنگارنگی ریشه‌ دارند. این نگاه‌ و این ره‌ با‌ مطالبات كوردها و نقشه‌ی رسیدن به‌ اهداف ملی در عرض هم قرار دارند.

 

 

انتشار این نوشته‌ در "هه‌ڵوێست" الزامآ بمعنی تآیید مواضع مندرج در آن نمی‌باشد

هرکونه‌ کوپی برداری یا استفاده‌ از مطالب مندرج در سایت"هه‌ڵوێست"، با درج منبع آزاد می‌باشد


هه‌ر بابه‌تێک له‌ لایه‌کی دیکه‌ بڵاو بکرێته‌وه‌ له هه‌ڵوێست دا  ئارشیڤ ناکرێت      Copyright © 2004-2006 , www.helwist.com