|
نكاتی
چند در مورد نوشتهی عبدالله مهتدی در بارهی
جنبش سبز و كوردها
عزیز شیخانی
aziz.sheikhani@uta.fi
این نكات بعد از گفتگویی مفصل با یكی از اعضای
رهبری كومله به شكل و شیوهای مختصر نگاشته
شده است. وی درخواست نمود، كه برای پر باركردن
این بحث و گفتگو نقطه نظرات شخصی و تراوشات
فكری خود را به نوعی درج كنم
.شیخانی
ایران در ماههای اخیر و به ویژه بعد از اعلام
انتخابات دورهی دهم ریاست جمهوری به نوعی بیشتر
مورد توجه رسانههای داخلی و خارجی قرار گرفته
است .روند مبارزات مردمی در ایران و سیر صعودی
مطالبات تظاهركنندهكان تفسیرات متعدد و مختلفی را
در بر داشته است. در داخل و خارج از ایران روند
بازخوانی و رهبری این جنبش در بسیاری از موارد
متناقض بودهاند. این كه نظرات و تفسیرها در عرض
همدیگر قرار گرفتهاند خود دال بر نبود نقطهی
توافق بر سر اهداف و آیندهی سرنوشت ایران و ملت
های موجود می باشد. جدا از این، جنبش موجود در
ایران نتوانسته در وضعیت موجود اعتماد عمومی و
به ویژه ملتهای تحت ستم را به سوی خویش جلب
كند. جنبش موسوم به سبز در ایران در چند ماههی
اخیر به اشكال مختلف در مدار انقلاب اسلامی،
جمهوری اسلامی و قانون اساسی، جمهوری ایرانی و
غیرهچرخ خورده است. باید به این حقیقت تاریخی
واقف بود، كه باورهای اساسی رهبران شناخته شدهی
جنبش نمی تواند بار مسئولیت خطیر و بزرگ را به
منزلگه اصلی خویش برساند. اوضاع ایران و موقعیت
نظام در كلیت خود با گذشته اختلافی قابل توجهی
دارد، اما نبود اپوزیسیون فعال و قابل اعتماد در
داخل و خارج نقطهی مقابل این مسئله می باشد.
در این گیر و دار سیاسی ما كوردها در شرق
كوردستان به نوعی در تفسیر و تامل این روند دارای
نقاط اشتراك و اختلاف متعددی هستیم. این امر در
نوعیت خود و تا حدی نشان از رشد آگاهی سیاسی دارد،
اما اگر تا بی نهایت نتوانیم خواستههای خویش را
مدون و مندرج كنیم، ستراتژی ما در واقع ناروشن و
بی هدف از آب در خواهد آمد. در این روزها و زمانه
احزاب و سازمانها دارای نقاط مشترك نیستند و
هركدام به نوعی به جنبش كنونی ایران و
خواستههای ملت نگاه می كند. روشنفكران و فعالان
مختلف در داخل وخارج نیز با این مشكلات دست و
پنجه نرم می كنند. در نبود ستراتژی روشن و مشخص
مردم كورد در شرق كوردستان مشكل است در صورت بروز
تغییر و تحولات خاص نیز خواستههای خویش را آن طور
كه باید و باشد مطرح كنند. آنچه را كه برای ما
كوردها بیشتر و مهمتر به نظر می رسد تحقق حقوق
ملی ملت كورد در شرق كوردستان می باشد. اما نیك می
دانیم، كه این امر مشخص با اوضاع عمومی و كلی
ایران و حتی در بعد گستردهتر منطقهای نیز گره
خورده است.
مشكل عمدهی ما در این مقطع زمانی نبود تقسیم كار
و تخصص در برخورد و شناسایی پدیدههای موجود در
منطقه و جهان می باشد. احتمال دارد این جر و بحث
ها این مزیت را داشته باشند، كه سرانجام به عدم
وجود مركز مطالعات و تحقیقات در بارهی كورد و
كوردستان اعتراف كنیم. در بسیاری از كشورهای جهان
مراكز متعددی وجود دارند، كه افراد متخصص و
اكادمیك برای مراكز تصمیم و غیره مسایل و موارد
اهم روز و ملی را تحلیل می كنند. نبود این مراكز
برای كوردها در عموم مشكلات عدیدهی را بوجود
آورده است. ایجاد چنین مركزی كه تنها با اتكا
به موازیین علمی و اكادمیك كار تحقیقاتی خود را
انجام دهد از تنش مختلف بین احزاب می كاهد. اگر
دارای یك مركز تحقیقات امروزی و فعال باشیم در امر
مربوط به ایجاد سیمنارها و همایش های مختلف با
مراكز این نوعی در اقصا نقاط جهان می شود مسئلهی
كورد را به سطوح مختلف و عالی ارتقا داد.
اما در مورد نوشتهی عبدالله مهتدی، دبیر اول
سازمان انقلابی زحمتکشان کردستان ایران ( كومله)
باید خاطر نشان كرد، كه این نوشته دارای نقاط
مثبت و منفی می باشد، كه آنالیزكردن مفصل و كلی
هدف نویسندهی این نوشته نیست. وی به نوعی تلاش
كرده به جنبش سبز و هواداران این جنبش و عموم
مردم این پیام را ارائه دهد، كه در كوردستان در
طول سه دههی گذشته جرم و جنایات رژیم بیداد
كرده و می كند. در حد یك نوشتهی عمومی بدون
انتشار و بحث از حداقل مطالبات كورد و حقوق
شهروندی باید با نگاه مثبت پیام مذكور را تفسیر
نمود. اما به نظر من انتشار این نوشته و این
حداقل مطالبات كار دبیر اول یك حزب سیاسی نیست.
همچنان كه در گفتوگوی خود با یكی از اعضای رهبری
كومله متذكر شدم، كه در جهان كنونی باید خیلی
حساس با مسایل برخورد كرد. رهبری كومله یا هر
حزبی در شرق كوردستان باید به این نكتهی خاص
توجه كند، كه نباید خود را درگیر مسایلی كنند،
كه دیگران می توانند عملی كنند. رهبران احزاب
باید از نیروی افراد متخصص دیگر استفاده كنند.
این امر مهم راه را برای دقت و موشكافی در اموری
همچون تاكتیك، ستراتیژی، ایجاد وحدت عمل بین احزاب
سیاسی و سرانجام وحدت كلمه در ادای درخواست ملت
باز می كند. نباید به عنوان یك حزب یا سازمان
تسلیم امواج كنونی شد، اما پسندیده نیست خود را
در تنگناهای مختلف عقیدتی و غیره محدود نمود.
اگر كومله و احزاب دیگر در پیش كشیدن چنین امری
مهم و تفسیری عادی از وضعیت می خواهد به اتحاد
سیاسی در كوردستان دست یابد، این امر به واقعیت
نمی انجامد. اتحاد سیاسی و عملی بین احزاب احتیاج
به رفع مشكلات فیمابین و تنازل خواستههای فردی
و حزبی می باشد. در نگاه من این نوشته احتمال
دارد عكس این دیدگاه را ثابت كند و در عمل
فاصلهی بیشتری بین احزاب بوجود بیاورد. اگر دبیر
اول كومله برای تفهیم بیشتر اوضاع به غیر كوردها
در ایران این نوشته را درج و انتشار می داد، اما
از درج این حداقل مطالبات دوری می جست، پیام او
بیشتر و بهتر مد نظر بود. چه ضمانتی وجود دارد،
كه نوشتن این مطالبات در این شكل و حد كنونی به
حال كومله و دبیركل آن مضر نباشد!
اما در مورد خواستههای ملت كورد در كوردستان و
به ویژه حداقل این خواستهها باید گفت، كه
تاریخ گذشتهی مبارزات كورد با شاه و امام این
نقطهی ابهام را رفع كرده است، كه آنها بودن ما
را به عنوان یك ملت نفی می كنند. مگر خودمختاری
برای ملت كورد در دهههای گذشته به معنی حداقل
خواستههای ملت نبود؟ آیا درخواست كوردها برای حق
تعیین سرنوشت در اوایل انقلاب و زیر اسامی
خودمختاری و خودگردانی حداقل مطالبات ما نبود؟
حقوق شهروندی در كدام كشور جهان باعث رفع مشكلات
مربوط به ملت ها و حتی اقلیت های مختلف شده است،
كه ما باید پرچمدار و پیشرو این تئوری باشیم؟ در
مقابل كدام بردی باید تسلیم ادبیات ملت حاكم شد و
در نوشتهی خویش "قوم" را مستعمل كنید؟ آیا این
درخواست و مطالبات درخواست سازمانهایی مانند حقوق
بشر، فرهنگی و غیره نیستند؟ چرا باید نقش و
موقعیت احزاب را در عمل فراموش كرده و برای وارد
شدن در بازی سیاست از مسیر اصلی خارج شده؟
در كجای شعار این تظاهركنندهگان به كوچكترین
شیوهی ممكن به كوردها و دیگر ملت های ایران
اشارهی شده است، كه ما باید دوان دوان دنبال
این جنبش بدون آینده روان شویم و به مردم نیز
گوشزد كنیم، كه لبیك بگویند! چرا باید خویشتن
خویش را فراموش كنیم و تاریخ را عقب زده و بر
توهمات موجود اعتماد كنیم؟ باید با مردم خویش از
واقعیات سخن گفته و مرز و حدود مطالبات كورد را
محترم شمرده و هرگز این ارزش های ملی را
ارزانفروش نكنیم. آیا تا به حال مشخص و روشن است،
كه آزادی برای ملت حاكم در ایران دربرگیرندهی
چه معنی و مفهومی است! باید یادبگیریم، كه
جهانی اندیشیدن و كوردستانی عمل كردن منطق موفق در
روند سیاست برای ملت می باشد. اگر بخواهیم
كوردستانی فكر كنیم و ایرانی عمل كنیم، در عمل
نتیجهی ما همیشه با صفر برابر خواهد بود. در
پایان مطالبات كنونی مردم كورد در شرق كوردستان را
در نوعی دیگر متذكر می شوم، كه در تاریكی و روشنی
ذات خود را حفظ كرده و اصالت خویش را از دست نمی
دهند.
-
باور به دموكراسی واقعی بدون هیچ پسوند و
پیشوند(این اصل همهی امور یك جامعه را شامل می
شود. برای مثال تقسیم قدرت سیاسی در كشور،
انتخابات آزاد، آزادی بیان، عقاید و احزاب، برابری
حقوق بین زن و مرد، نبود تبعیض در هر نوعی، نبود
فضای امنیتی و نبود زندانی سیاسی و
...)
-
اعتراف تام و كامل بر تنوعات ملی در داخل ایران
-
به رسمیت شناختن حق تعیین سرنوشت ملت ها در ایران
(كوردها، بلوچ ها، عرب ها، آذری ها و غیره)
-
جدایی دین از سیاست در معنی گستردهی خود
-
بازنگری در امور گذشته و زدودن هر نوع توهمی از
ذهن ملت های موجود در چارچوب ایران
ماخذ:
http://news.gooya.com/politics/archives/2010/01/099684.php
انتشار
این نوشته در "ههڵوێست" الزامآ بمعنی تآیید
مواضع مندرج در آن نمیباشد
هرکونه کوپی برداری یا
استفاده از مطالب مندرج در سایت"ههڵوێست"، با
درج منبع آزاد میباشد
|