|
"آب در کوزه و ما تشنه لبان می گشتیم،یار
در خانه و ما گرد جهان می گشتیم"
در ڕابطه با حرکتهای اعتراضی اخیر ، جنبش کردستان
و موضع برخی از "روشنفکران" و نیروهای "سیاسی"
کورد
خلیل غزلی
در هفت ماه گذشته که جنبش اعتراضی در ایران
(بخشن در تهران و دیگر کلان شهرها) در جریان
بودهاست، هراز گاهی شاهد آن بودهایم که با لحنی
گلایه آمیز از سکوت و غایب بودن کردستان اسم
برده شدهاست. این شکوه و گلایه تا آنجا تکرار
گردید که شماری از فعالین(سیاسی- مدنی) کورد و
حتا تعدادی از سازمانهای سیاسی خسته از
اردوگاهنشینی(عیلرغم اینکه خود دور و نزدیک از
کم و کیف این جنبش باخبر بوده و هستند،) نیز سکوت
و غایب بودن کردستان را باور کرده و در رثای آن
نوشتند و اعلامیه صادر کردند. تا آنجا که این
باور بر آنها غلبه کرده است که جنبش کردستان را
نحیف و از پا افتاده تصور کنند و برای "احیا" ی
آن، آنرا به دنبالچه "جنبش سبز" تبدیل کنند.
در این ڕاستا تاکنون شماری از نیروهای سیاسی و
رهبران آنها در نوشته و گفتههایشان قدم پیش
گذاشتهاند و همچنین در این اواخر شماری از
روشنفکران و فعالین منفرد نیز چه بصورت جمعی و
چه بصورت فردی اطلاعیه و مقالاتی منتشر
کردهاند. تا آنجا که اگر کسی به سخنرانی یا
نوشتههای هردو طرف(رهبران نیروهای سیاسی و فعالین
منفرد) توجه کند، به آسانی عدم شناخت و درک درست
آنان از جنبش کردستان و دوگانگی در کردار و گفتار
آنها بوضوح می بیند. جالب اینجاست که این
سازمانها و افراد با درک ناروشن و مبهمی از
حرکتهای اعتراضی ، رنگ "سبز" آنرا باوه کرده و
بخشن در ژیز پرچم سبز به سینهزنی پرداختهاند.
برداشت من از جنبش
من براین باورم که اطلاق جنبش سبز به جیبش کنونی
نا رسا و نادرست است. در زیر کوشس خواهم کرد چرای
آنرا بازگویم.
در اثنای "کارزار" انتخاباتی بخش عظیمی از مردم در
مخالفت با هر آنچه انتخاب و مد نظر حکومت و "ولی
امر مسلمین"بود، همچون انتخابات دورههای گذشته،
از تنها کاندیدایی(بخشن اصلاحطلبان، چون تنها
نیروئی بودند که از صافی و فیلتر شورای نگهبان
میگذشتند) حمایت کردند که خامنهیی و حکومتگران
دلخوشی از آن نداشتند . اگرچه در دور دهم
انتخابات ریاست جمهوری از این طیف دو کاندیدا
دارای شرایط شورای نگهبان بودند، ولی مردم بیشتر
بهدلایل خاص و از جمله در حافظه داشتن "اختراع"
حکم حکومتی از سوی کروبی در مجلس ششم و همچنین
رقابت و بدرجهای تقابل موسوی در ایام نخستوزیری
خود با خامنهیی(رئیسجمهور وقت)، اکثریت از موسوی
که رنگ سبز(رنگ اسلام از بدو ظهور) را به رنگ
انتخاباتی خود برگزیده بود،حمایت کردند. این
حمایت بدلیل گسترده بودن آن و فضایی که
حاکمیت(با اطمینان از بهکنترول در آورد آن) امکان
بروز آنرا فراهم کرده بود در پروسه مبارزات
انتخاباتی و برامد شور و شوقی خاص( که حاکمیت
هردم خطر آنرا حس میکرد) تبدیل به یک جنبش شده
بود که نماد آن رنگ سبز آقای موسوی بود. قابل
توجه است که در اسلام (از هر مذهبی) کسی که
خودرا از نوادگان محمد ابن عبدالله بداند، همیشه
نمادی به رنگ سبر(که نشانه سید بودن آن فرد
است) با خود دارد.
نتیجه اینکه جنبش سبز یک جنبش قانوونی و علنی
بود که دربر گیرنده حامیان آقای موسوی و مردم
معترض به حکومت بود. لازم به توضیح نیست که در
نظامهای توتالیتر یا ضد دکراتیک، ههمیشه
تودههای مردم در مترصدند که از اختلافهای حاکمان
به نفع خود بهرهبرداری نمایند.چون در غیر آن،
فضای جامعه بسیار بسته و فعالیتهای مستقل بحدی
هزینه بردار هستند، که بجز در موارد
استثنایی،کمتر امکان بروز پیدا میکنند.
جنبش سبز با شور و شوق خاص خود تا رۆز انتخابات
ادامه پێدا میکند. بعد از 22ی خرداد و تقلب
آشکار حکومت در انتصاب کردن مجدد احمدی نژاد
بمثابه انتخاب مشترک خامنهیی و سپاه پاسداران،
دیگر آن جنبش روز قبل(که تجمعاتش قانونی بود و
نیروی انتضامی حراست و حفاظت آنرا بعهده میگرفت
و ئامین میکرد) نیست. زیرا ازهمان غروب 22 خرداد
که هنوز "نتایج" اولیه انتخابات اعلام نگردیده
بود، سپاه پاسداران با به خیابان آوردن نیروهای
انتظامی ، بسیج و مزدوران حزبالهی و اعلام مانور
"امنیت". "فعالیت قانونی" جنبش سبز را خاتمه
یافته اعلام کرد.
از این تاریخ ببعد، دیگر این مردم معترض (از هر
فکر،طیف و گرایش و تعلقی) هستند که نه در گروهای
ملیونی، بلکه در ابتدا در گروهها و دسجات چند صد
نفره در اعتراض به تعرض حاکمیت به شعور شان و
احساس اینکه حاکمیت درکمال وقاحت احساس، شعور و
کرامت آنهارا ببازی گرفته، بدون اینکه در انتضار
فراخوان کسی باشند به خیابانها ریختند و درابتدا
خواستار پسگرفتن رآی خود شدند. اما در پروسهای
نه چندان طولانی، بسان هر جنبش اعتراضی اجتماعی،
خواستهها در مسیر حرکت مردم جا افتادهتر و در
یک پروسه تا شعار سقوط دیکتاتور عمق پیدا کرد. در
این پروسه گرچه نباید حضور سبز هارا انکار کرد،
اما این جنبش در پرۆسه خود نشانداد که جنبشی
متکثر با گرایشات متفاوت اجتماعی و سیاسی میباشد.
اصولن، یکی از بدیهی ترین نشانههای جنبشهای
اجتماعی بویژه در این عصر (ارتباطات)، گوناگونی
بودن آنها میباشد.برای درک این واقعیت احتیاجی
به کاوشگر و کارشناس نیست، مروری گذرا به
شعارهای مردم معترض(از ابتد تا روز عاشورا) متکثر
بودن جنبش را بوضوح نشان خوهد داد. چون معترضان
تنها کسانی نیستند که بهپای صندقهای رآی رفته
بودند، بلکه بخشی ازآینها همان جمعیت کثیری از
تودههای ناراضی و بایکوت کننده انتخابات هستند.
اگرچه نباید اینرا فراموش کرد که آن انبوه شرکت
کنندگان در انتخابات نیز الزامن ئایید کنندگان
حکومت نیستند.
اکنون آقایان موسوی و کروبی بیش از دیگران به این
واقعیت رسیدهاند که جنبشی که اکنون در ایران در
جریان است،نه حاصل نتیجه انتخابات و تقلب و
شیادی حکومت(اگر چه باید آنرا چاشنی انفجار آن
دانست، که انفجار کین و نفرت سی ساله ازحاکمیتی
ایدئولوژیک است که زن را نصف انسان میداند، در امور شخصی تک
تک افراد جامعه دخالت میکند، خرفات را به سیاست
رسمی کشور تبدیل کردهاست ، فساد و دزدی و غارت
اموال عمومی را به کاری روتین تبدیل کردهاست.
همین شناخت است که موسوی بارها اعلام کردهاست
که جنبش رهبر ندارد و این جنبش است که ایشان را
باخود همراه میسازد.
با این وصف میتوان نتیجه گرفت که جنبش کنونی
ایران یک جنبش عمومی و نوگرا و متکثر است که
طیفهای گوناگون فکری در آن شرکت دارند. که
نقطه اشتراک همه آنها، ازادی و دمکراسی خواهی
و رسیدن به جامعهای منطبق با معیار و
ستاندارهای جهان امروز می باشد. امری که بدون شک
در حاکمیت جمهوری اسلامی (حتا با تغییر بنیادی
قانون اساسی آن) تحقق آنها امکان پذیر نیست. این
حقیقتی است که ما آنرا در تظاهراتها در شعارها و
فریادهای مردم می بینیم و می شنویم. تودههای مردم
،بویژه نسل جوان(که بیش از 70 درصد جمعیت ایران
را تشکیل می دهد) بدرستی به این باور رسیدهاند
که تا دیکتاتور و حکومتش را ساقط نکنند،به آن
نتیجهای که مورد دلخواهشان است دست نخواهند
یافت. حقیقتی که متآسفانه برخی از فعالین منفرد
و نیروهای سیاسی کوردستان ، علیرغم وجود بیش از 30
سال جنبشی پویا و حق طلبانه در کوردستان، قادر
به درک آن نبوده و چون سحابی سرگردان پا در رکاب
"جنبش سبز "و "پدر پیر فرزانه" و "رهبران ملی -
مذهبی" به تکدی پرداختهاند. زیرا جا دارد به این دوستان
بگوییم تا دستشان به ضریح امامزاده "سبز" می رسد،
هر روز چند بار این شعر را زمزمه کنند: "آب در
کوزه و ما تشنه لبان می گشتیم،یار در خانه
و ما گرد جهان می گشتیم."
در
بخش دوم این مقاله به جنبش کوردستان و خصوصیات
آن خواهم پرداخت؟
گهر بۆچوونێکت ههیه ئێره کلیک بکه
مافی بڵاوکردنهوهی ئهم
بابهته بۆ ههڵوێست پارێزراوه ، به هێنانی ناوی سهرچاوه
کهڵک وهرگرتن لهم بابهته ئازاده
|